دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان عروسک شو pdf از نسترن قائدی نژاد 
مشخصات رمان
  • نام رمان
    عروسک شو
  • ژانر
    عاشقانه،بزرگسال
  • نویسنده
    نسترن قائدی نژاد 
  • صفحات
    1060
خلاصه رمان

شهریار اصلانی یه قاچاقچیه کله گنده اس که آدم میفرسته سراغ دخترا تا مخشونو بزنه و به هوای ازدواج بیاره تو عمارت و بعد بفرسته دبی.این بین کسی نمیتونه مخ رهایش رو بزنه و خودش وارد عمل میشه.از جسارتش خوشش میاد و عاشقش میشه و اونو میاره عمارتش و تازه رهایش میفهمه تو چه دامی افتاده…

دانلود رمان عروسک شو pdf از نسترن قائدی نژاد 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان : عاشقانه،بزرگسال

خلاصه رمان عروسک شو

شهریار اصلانی یه قاچاقچیه کله گنده اس که آدم میفرسته سراغ دخترا تا مخشونو بزنه و

به هوای ازدواج بیاره تو عمارت و بعد بفرسته دبی.این بین کسی نمیتونه مخ رهایش رو بزنه و

خودش وارد عمل میشه.از جسارتش خوشش میاد و عاشقش میشه و اونو میاره

عمارتش و تازه رهایش میفهمه تو چه دامی افتاده…

قسمتی از رمان

قلبم تو دهنم میزد  تو تمام روزای عمرم فقط این صحنه ها رو تو فیلم های سینمایی دیده بودم و

حالا کشته شدن دختری که چندثانیه قبل داشت صحبت میکرد برام سنگین بود. سریع چشم باز کردم

و دوباره دیدمش که جیغی زدم و به عقب برگشتم تا فرار کنم اما دستی دور تنم حلقه شد و

بینی ام بوی عطر خاصشو استشمام کرد. کجا عروسک؟ ترسیدی؟ تن و بدنم میلرزید و

اینقدر هیکلش بزرگ بود که تو بغلش گم شده بودم. نه نه ندیدمش. نه من ندیدمش نه ندیدمش.

برای خودم اون فعل رو تکرار میکردم تا از ذهنم بیرون بره اما نمیرفت. اون دختر تو ذهنم حک شده بود.

سرمو به قفسه سینه اش فشردم و پلک هام رو محکم به هم فشار دادم.

میخواستم تصویر اون دختر از ذهنم پاک بشه. چیزی شده قربان؟

با شنیدن جمله اش به خودم لرزیدم که محکمتر بغلم کرد. عروسکا باید دخترای خوبی باشن

باید مطیع باشن اروم باشن اینجوری که میلرزی دوستت ندارم وقتی دوستت دارم که

عروسک ارومم باشی. وقتی بیدار شدی عروسک خوبی باش باشه؟ چشمام بسته بود و

دلم نمیخواست حتی نگاهش کنم اما دستش و دستمالی که مقابل بینی ام قرار گرفت منو متوجه حرفش کرد.

نفس دوم به سوم نرسیده از زمان و مکان جدا شدم. چیکارش کنم الان؟ گفتی الان کجاست؟

فرار کرده رفته خونه دوستش امشب قرار بود بیارمش اینجا اما خب زودتر رفته.

رفیقشم منو میشناسه گم و گور بشه

 

قیمت46000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.4 / 5. تعداد رای : 555

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • ناشناس
    19 آبان 1402 | 14:03

    قشنگ بود

  • ریحانه
    18 خرداد 1401 | 11:50

    من واقعن تو هیچ سایتی پیداش نکردم سایت شما عالیه ♥️

  • یاس
    17 آبان 1400 | 09:17

    خیلی عالی بود رمان‌جالبی بود ارزش خوندن ووقت گذاشتن داشت

  • یاسمن
    15 آبان 1400 | 11:57

    خیلی عالی بود ازخوندنش لذت بردم

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین