دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان تعبیر دل همراه با عشق pdf از زهرا عبدی (دلربا)
مشخصات رمان
  • نام رمان
    تعبیر دل همراه با عشق
  • ژانر
    عاشقانه،معمایی،غمگین،پلیسی
  • نویسنده
    زهرا عبدی (دلربا)
  • صفحات
    515
خلاصه رمان

نازگل ،جنس مونث با رایحه ای ساده،دل نازک،دختریست که ناز پرورده ای پدر و مادرش است،غم با او و دل او بیگانه است، راست گفته اند اگر پدر و مادرت تو را تربیت نکنند و آنوقت روزگار تو را تربیت می کند آن هم با تجربه های تلخ وسنگینش قضیه از یک ماجرا از یک اتفاق و از یک حادثه شروع میشه،بله از یک اتفاق!!!در یک روز بارانی اتفاقی رخ می دهد که دختر ساده ای ما،میشود درد ،رنج،وسخت حال روزگارمی گذرد دختر داستان ما ،همان چهره ونگاه ونگار و رنگین است فقط فرقش این است که دیگر او ساده ودلنازک نیست او ....

لینک های دانلود

دانلود رمان تعبیر دل همراه با عشق pdf از زهرا عبدی (دلربا)

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،معمایی،غمگین،پلیسی

خلاصه رمان تعبیر دل همراه با عشق

نازگل ،جنس مونث با رایحه ای ساده،دل نازک،دختریست که ناز پرورده ای پدر و مادرش است،

غم با او و دل او بیگانه است، راست گفته اند اگر پدر و مادرت تو را تربیت نکنند و

آنوقت روزگار تو را تربیت می کند آن هم با تجربه های تلخ وسنگینش

قضیه از یک ماجرا از یک اتفاق و از یک حادثه شروع میشه،بله از یک اتفاق!!!

در یک روز بارانی اتفاقی رخ می دهد که دختر ساده ای ما،میشود درد ،رنج،وسخت

حال روزگارمی گذرد دختر داستان ما ،همان چهره ونگاه ونگار و رنگین است

فقط فرقش این است که دیگر او ساده ودلنازک نیست او ….

قسمتی از رمان

پتو را تا گلویم بالا کشیدم و به حرفای مادر که چند دقیقه پیش گفته بود فکر کردم.

قرار بود یک هفته بعد شمال برویم آن هم دسته جمعی…

یعنی خاله و دایی و… چه شود؟! حسابی خوش خواهد گذشت.

چرا حرفای رضایی ناراحتم می کرد!! دوستش که نداشتم حسی هم نداشتم.

پس چرا نسبت به حرفای بقیه زود می رنجم. آه آه خیلی لوس شدم. به راستی چرا رضایی امروز کم آورد؟!

هم آخر حرفای من هم کم چیزی نبود کامل شسته بودمش… پهن نرده کرده بودمش. سرم را بر روی بالشتم فشردم…

با فکرهای در هم گرفتم خوابیدم. مونا: نازگل سوال ده رو بگو…

سوال ده را برای نازگل بازگو کردم، زنگ تفریحمان بود، روی نیمکت با مونا در حال خواندن درس بودیم.

حسابی غرق درس بودم که مونا گفت: نازگل بدون اینکه ضایع بازی در بیاری سرتو بلند کن و نگاه سمت راستت کن.

_چرا؟ اخم هایش عجیب در هم بود. مونا: لطفااااااا.

بی حرف کاری که مونا گفته بود را کردم سرم را آرام و بالا آوردم بدون هیچ دلیل خاصی به سمت راست سرم را چرخاندم…

دهنم کم بود پنچ متر باز شود. رضایی، با ژست خاصی نگاهمان می کرد مخصوصا من… نه نمی دانم.

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 2.1 / 5. تعداد رای : 73

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین