دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان کوتاه عطر گل های رازقی pdf با لینک مستقیم 
مشخصات رمان
  • نام رمان
    عطر گل های رازقی
  • ژانر
    عاشقانه،تراژدی
  • نویسنده
    پریسان خاتون
  • ویراستار
    سایت آوای خیس
  • صفحات
    33
درباره‌ی نویسنده
پریسان خاتون

دانلود رمان های پریسان خاتون با فرمت pdf بصورت مستقیم و یکجا،نویسنده رمان های گرگ بند،گیله نار،داستان کوتاه در حوالی جهنم،باد در دست،عطر گل های رازقی،مجموعه دلنوشته های گلاه گیس،قسم نامه

لینک های دانلود

دانلود رمان کوتاه عطر گل های رازقی pdf با لینک مستقیم 

برای اندروید ،آیفون و تبلت 

توسط: پریسان خاتون

سبک رمان: عاشقانه،تراژدی

چکیده ای از رمان کوتاه عطر گل های رازقی

به واسطه خودخواهی گله ای انساننما خیلی چیزها تغییر کرد!

آنقدر تغییر و تبعیض در جامعه رنگ گرفت، که وقتی مردم چشمهایشان به روشنی گشوده شد؛

کشورشان دیگر کشور نبود! سابق نبود!
ِ
یعنی آن کشور اصلاا انگار دزد آمده و خانه یشان را غارت کرده

باشد؛ تا به خودشان آمدند دیدند، که ای دل غافل نصف کشور را به تاراج بردهاند!

در این گیر و دار راهزن ها فقط به این بوم و بر نزده؛

بلکم در میان شلوغی و هیاهوها با بیرحمی تمام قلبی را هم چنگ زده و ربوده بودند!

بخشی از رمان

در میان هیاهو و آشفتگی شهر با هر زور و بدبختی که بود خود را به شهربانی رساند. دستی به لبه های

کلاه شاپوی اش کشید و مجدد ماتیک کمرنگش را به لب های باریکش زد، تاری از موهای فر و کلاغی

رنگش را تزئین بخش دکوراسیون صورت گردش کرد و در نهایت با دستمال دست سوز ننه باجی
ِ
اضافه های رژ را گرفت. با صدای تیر و تفنگی که ناخواسته از آنطرف کوچه بلند شده و گویای اتفاقات

ناخوشایندی بود کیفش از دستش افتاد! فوری برای برداشتنش خم شد، که یک جفت کفش واکس خورده و

مشکی رنگ مقابلش قرار گرفت. خواست کیف رادستش کفش

ِ بردارد، ولی قبل از پس کشیدن ها بابی ِ رحمی تمام و به عمد آشکار انگشتان نازک و

ظریفش را له کردند! لبش را به دندان کشید و باابروهایی که هر لحظه بیشتر و بیشتر در هم

میلولیدن به سرعت دستش را عقب کشید و مردمقابلاش را مورد لعن و نفرین قرار داد:

– هی، مردتیکه مگه کوری؟ چته عین یابو سرت روانداختی پایین و مردم رو زیر میگیری؟!

حق به جانب جلویاش پرچم برافراشت، که باسوزش گونهی راستش و سری که چند میلی جابهجا

ُ شده بود ش ِک عظیمی در سرتاسر بدنش جریانیافت!

دیگر آثار نویسنده:

رمان گیله نار

رمان گرگ بند

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.2 / 5. تعداد رای : 5

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین