دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان ارباب وحشی من pdf با لینک مستقیم
مشخصات رمان
  • نام رمان
    ارباب وحشی من
  • ژانر
    عاشقانه،اربابی،بزرگسال
  • صفحات
    395
خلاصه رمان

اردلان پسری ارباب با تمایلات متفاوت عاشق هانا ارباب روستای پایین میشه؛


بهش دست درازی می کنه و با تهدید کردنش مجبور به ازدواج و برده خودش می کنه…

دانلود رمان ارباب وحشی من pdf از ملیکا

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

ژانر رمان :عاشقانه 

خلاصه رمان ارباب وحشی من

اردلان پسری ارباب با تمایلات متفاوت عاشق هانا ارباب روستای پایین میشه؛

بهش دست درازی می کنه و با تهدید کردنش مجبور به ازدواج و برده خودش می کنه…

بخشی از رمان

یه لبخند خوشگل زدم اروم رفتم پایین اردلان با بهت نگاهم می‌کرد به اخرین پله که رسیدم تازه به خودش اومد دسته گلو داد بهم و

پیشونیم رو عمیق بوسید این بوسه هاشو خیلی دوست داشتم حس امنیت می داد بهم، دست تو دست هم حرکت کردیم

به سمت بیرون یه ماشین قدیمی دم در بود که با گلای نرگس درست شده بود ذوق زده شدم. چقدرررر خوشگله اردلان.

اردلان: عروسیمون باید خاص و متفاوت باشه دیگه دومن شما قبلا عاشق این ماشین بودی.

درو باز کرد و کمک کرد سوارماشین بشم تا عمارت بالا ۴۲ دقیقه راه بود صدای ضبط رو برد بالا اهنگ شادی داشت می خوند

فیلم بردار پشتمون بود دسته گلمو بردم بیرون و تکون دادم یه دستمم تو دست اردلان بود تو ماشین می‌رقصیدم و

خودمو تکون می دادم. اردلان: هی خانومم همین الان به زور دارم خودمو کنترل می کنم شما دیگه بدترش نکن

اخه نمیگی این همه خوشگل کردن عواقب داره؟ هانا: اروم خندیدم عواقبشم به جون می خریم اقا.

وقتی رسیدیم یه عالمه ماشین پارک بود فهمیدم عروسیه خیلی شلوغیه اردلان درو باز کرد و کمک کرد پیاده بشم

باهم حرکت کردیم به سمت داخل از دم در ورودی تا حیاط فرش قرمز گذاشته بودن و دورش مشعل های اتیش

که ابی و قرمز بودن میزها رو هم تو حیاط چیده بودن، همون جوری که خودم می خواستم با گل های نرگس

درستش کرده بودن وقتی رفتیم داخل صدای دستو جیغ رفت رو هواا حنا و علی هم پشت ما داشتن می اومدن…

 

قیمت47000

 

 

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 667

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • Atanaz
    28 مهر 1399 | 15:21

    رمان عالی بود
    من از خوندنش لذت بردم
    دستتون درد نکنه

  • اسرا
    3 مرداد 1399 | 16:14

    فقد میچرخه پر نمیشه

  • Mahdan
    15 اسفند 1398 | 06:57

    عالییییی بود.مرسی که این رمان رو گذاشتید.

  • مهگل
    12 اسفند 1398 | 06:50

    سلام لینک این رمان خرابه…هر چقدر کلیک میکنم دان نمیشه

    • feri مدیر سایت
      13 اسفند 1398 | 05:11

      سلام دوست عزیز بررسی شد

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین