دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان کنت لیمویی pdf از دنیا میری
مشخصات رمان
  • نام رمان
    کنت لیمویی
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    دنیا میری
  • صفحات
    877
خلاصه رمان

احساس خوبی دارم همه چيز درست می شود تو خواهی آمد و دهان تاريک باد را خواهی دوخت آمدن تو يعنی پايان رنج ها و تيره روزی ها آمدن تو ، يعنی آغاز روزی نو بلافاصله پس از غروب از وقتی که نوشته ای می آيی هواپيماها در قلب من فرود می آيند..

دانلود رمان کنت لیمویی pdf از دنیا میری

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان کنت لیمویی

احساس خوبی دارم همه چيز درست می شود تو خواهی آمد و دهان تاريک باد را خواهی دوخت آمدن تو

يعنی پايان رنج ها و تيره روزی ها آمدن تو ، يعنی آغاز روزی نو بلافاصله پس

از غروب از وقتی که نوشته ای می آيی هواپيماها در قلب من فرود می آيند…

قسمتی از رمان

ولی اون لحظه تنها چيزی که اهميت نداشت غرورم بود، اگه دانيال کمکم نمي کرد بايد شبو تو خيابون مي خوابيدم

غرورم در مقابل اين قضيه هيچ ارزشی نداشت. نگاهمو از دستام به چشمای دانيال سوق دادم

نمي فهميدم حرفام تاثيری روش گذاشته يا نه مجبور بودم منتظر بمونم تا خودش به حرف بياد

و بفهمم چی تو سرش ميگذره. چند دقيقه گذشت و دانيال همچنان سکوت کرده و

عميقا به فکر فرو رفته بود. دوست داشتم زودتر حرف بزنه از انتظار متنفر بودم.

صبرم تموم شد و با لحن پر خواهشی گفتم: کمکم می کنی؟

دستی به ته ريشش که بلند تر از هميشه بود کشيد و گفت:

معلومه که کمکت ميکنم پناه من هنوز دوست دارم…

شايد حتی بيشتر از قبلا؛ اين دوری واسه من خيلی سخت گذشت‌.

لبخند جذابی زد و زمزمه کرد: هر صبح ز عشق تو اين عقل شود شيدا…

حتی تصور اينکه اين حرفارو از دانيال بشنوم باور نکردنی بود. يعنی واقعا هنوز منو فراموش نکرده و دوسم داشت؟

از امشب ميتونی بيای خونه مجردی من، واسه ترک کردنم کمکت ميکنم؛

گفتم که تو يه کمپ آشنا دارم فقط…همه ی دلخوشی که از حرفاش به دلم سرازير شد با شنيدن اون کلمه دود شد…

خواهش ميکنم از اون کلمه لعنتی استفاده نکن دانيال، اينکه مي خواد به من خونه بده که فقط نداره، داره؟

مطمئن بودم بعد از اون فقطی که گفت چيز خوبی در انتظارم نيست.

به عادت هميشگيم شالم رو جلو کشيدم و گوشه لبم رو مضطرب به دندون گرفتم…

نگاه دانيال از چشمام به طرف لبام کشيده شد. به سرعت لبم رو از اسارت دندونم درآوردم و

خجالت زده چشم از دانيال گرفتم. نفسم تو سينه حبس شده بود و

نمي تونستم بهش نگاه کنم. خيلی آدم خجالتی نبودم

ولی رفتارهای بی پروای دانيال هميشه خجالت زده م می کرد.

 

قیمت45000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 464

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین