
دانلود رمان گل های خون pdf از مرضیه حسنی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی،درام
باران و دیلان پسر و دختری هستند که در استانبول به خاطر خانوادههایشان با هم ازدواج میکنند. آنها فرزندان دو خانواده پُر نفوذ کارابی و دمیر هستند که دشمنی خونینی بینشان وجود دارد حالا تنها راه برقراری صلح، ازدواج این دو نفر است، این ازدواج برای باران و دیلان حکم زندان را دارد و در شرایطی که آنها برخلاف میلشان در این زندان گیر افتادهاند…
قسمتی از متن رمان
چـشمام رو باز کردم سرم درد میکرد ولی قابل تحمـل هست به اطراف نگاه کردم اینجا کجاست؟ چرا من اینـجام به کاناپه نگاه کردم اونم اینجاست خاستم بلند بشم از جام که دستم درد گرفت. -اخ. اون بیـدار شد بلند شد اومد دستـمو گرفت. تكون نخور باز حالت بد میشه. -ولم کن منو چرا آوردی اینجا؟ دیشب حالت بد شده بود اومدیم بیمارسـتان. یادم اومد دیشب چه بلایی سرم آوردن با خشم نگاهش کردم. دستمو ول کن. رهـام کرد ولی از جاش تکون نخـورد. -دیشب چه اتفاقی افتاد. سکوت کردم نمیخاستم چیزی بهش بگم.نمیخام بخـاطر من با خانوادش درگیر بشه. +برای جلب توجه اینـکارو کردی؟ با توام چرا ساکتی.* همینجوری داشتم نگاهـش میکردم میدونم با حرف نزدنم بیشتر عصبیش میکنم خواست چیزی بگه که پرسـتار اومد تو. پرستار معاینه ام کرد و رفت من میرم عمارت زود برمیگردم از جات تکون نمیخوری تا برگردم. سرمو به نشونه باشه تکون دادم رفت بیـرون درو بست پسره از خود راضی انگار جایی هم دارم که برم. از جام بلند شدم که برـم بیرون یه نگاهی بندازم درو باز کردم به بیرون نگاه کردم چند تا نگهبان پشت در هست.*



















