دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان آووکادو pdf از آوا_ف
مشخصات رمان
  • نام رمان
    آووکادو
  • ژانر
    عاشقانه،هیجانی،بزرگسال
  • نویسنده
    آوا_ف
  • صفحات
    3145
خلاصه رمان
حکایت زندگی دختری به اسم آلاله،که در یک هتل وارد یکی از اتاق ها میشود...اتاق یک ادم معروف به نام«امید شایگان»امید شایگان در حال مستی به او تجاوز می کند...و حالا امید و آلاله مجبور به عقد میشوند اما...

دانلود رمان آووکادو pdf از آوا_ف

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،هیجانی،بزرگسال

خلاصه رمان آووکادو 

حکایت زندگی دختری به اسم آلاله،که در یک هتل وارد یکی از اتاق ها میشود…اتاق یک ادم معروف به نام«امید شایگان»امید شایگان در حال مستی به او دست درازی می کند…و حالا امید و آلاله مجبور به عقد میشوند اما…

قسمتی از متن رمان

امید: تو همون دوران کثافت کاری نسیم، همون زمانی که نسیم با خودخواهی‌ش من و غرورم رو لِه کرد. همون زمانی که از اسم زن جماعت متنفر شده بودم…
مشتاقانه گوش می‌دهم. امیدِ در ظاهر بی قل و قش، حالا از غرورِ له شده‌اش حرف می‌زد. زندگی واقعا عجیب و غیرقابل پیش بینی بود.
– با شهیاد تو یه دانشگاه درس می‌خوندیم. من و رهام و شهیاد! اون دوران زیاد پی درس و کتاب نبودم اما شهیاد چرا… رهام هم پنجاه پنجاه بود.
تو این اوضاع  قمر عقربی که به وجود اومده بود، نمی‌دونم چی شد، چطوری شد، با اون و دوستاش آشنا شدیم.
رهام پایه‌ی مسخره بازی‌ها بود. هرچقدر من و شهیاد آروم و سرد بودیم، رهام دهن سرویس‌کن و گرم‌. یه روز برنامه چید باهاشون بریم بیرون. رفتیم.
هرچقدر می‌خواستم از جمع فاصله بگیرم، بر خلاف من، اون هی نزدیک‌تر می‌شد. حرف می‌زد، تعریف می‌کرد، می‌گفت، می‌خندید. در ظاهر گوش می‌کردم، می‌خندیدم اما حواسم اون‌جا نبود.
ان‌قدر این دورهمی و بیرون رفتن‌ها پیش اومد که شماره رد و بدل کردیم. روزا همو می‌دیدیم، شبا تلفنی حرف می‌زدیم…
امید حرف می‌زد و من همه‌ی گفته‌هایش را در ذهنم تصور می‌کردم. تشخیص این‌که از چه چیزی دارد حرف می‌زند سخت نبود.
امید: یه روز به خودم اومدم و گفتم، پس تو این دنیا یه جنس مخالف خوب هم پیدا می‌شه… همه مثل نسیم نیستند!
بعد از تمام شدن جمله‌اش، ساکت می‌شود. انگار ته داستان همین بود و نتیجه‌ی گیری پایانیش با خودم.
ولی با همه‌ی این تفاسیر، چه ربطی به شهیاد داشت؟ چه چیز مشترکی می‌توانستم پیدا کنم؟ هیچ! یک هیچ گنده.
صدای ترکیدن آسمان، باعث می‌شود به سمت پنجره برگردم. باران می‌بارید. از همان باران‌هایی که تا صبح معابر را آب می‌‌انداخت.
رعد و برق، باران، باد… زمستان با تمام توانش خودنمایی می‌کرد.

 

قیمت48000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 570

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین