
دانلود رمان مرد ممنوعه pdf از هدیه نصیرزاده
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،راز آلود،معمایی
خلاصه رمان مرد ممنوعه
در شهری که همه قوانین مشخص و همه آدمها سر جای خودشون هستن، یه مرد وجود داره که اسمش رو هیچ جا نمیبرن. کسی نمیدونه از کجا اومده، چرا همه ازش فاصله میگیرن، یا چرا هیچکس حاضر نیست توی چشمهاش نگاه کنه. بعضیا میگن یه جنایتکاره، بعضیا میگن یه قربانیه، و بعضیا هم معتقدن اصلاً وجود نداره و فقط یه افسانهست.اما وقتی رُها، یه خبرنگار جسور، تصمیم میگیره پرده از این راز برداره، وارد دنیایی میشه که نباید میشد. دنیایی که در اون، حقیقت از دروغ خطرناکتره، عشق از نفرت پیچیدهتره، و نزدیک شدن به یه “مرد ممنوعه”، میتونه به قیمت جون آدم تموم بشه
قسمتی از متن رمان
بارون میبار ید. از اون بارونا یی که انگار کل شهر رو توی یه قاب سیاه و سفید گیر انداخته بود. چراغای خیابون از پشت شیشه ی خیس کافه، مثل ستارهها ی مردها ی بودن که فقط سایه ی کم رنگی از خودشون به جا گذاشته بودن.رها دستاشو دور لیوان قهوه اش حلقه کرد، اما گرماش هم نتونست اون لرز نامحسوس رو از
تنش بگیره رو به روش، مردی نشسته بود که تا چند ساعت پیش حتی فکر نمیکرد بتونه به این راحتی ببینتش.”یه داستان واقعی میخوای، نه؟” صدای مرد، آروم و کش دار بود. یه جور اطمینان خاص .توش بود، مثل کسی که میدونه قراره بازی رو ببره.ُرها بهش خیره شد. نور ضعیف کافه، صورتش رو نیمه تاریک کرده بود، اما اون چشم ها .چیزی توی نگاهش بود که به آدم هشدار میداد عقب بره، اما ُرها عادت نداشت عقب بکشه



















