دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان گل کاغذی pdf از بهاره شریفی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    گل کاغذی 
  • ژانر
    عاشقانه،خانوادگی،اجتماعی
  • نویسنده
    بهاره شریفی
  • صفحات
    1131
خلاصه رمان
محمد سام که بدلیل اختلافات بعد از فوت پدرش از خانواده او جدا شده و در پیتزا فروشی کار میکند و ساکن آپارتمانی است که طبقه ی، بالای آن همسایه ی مهربان با دو دخترش زندگی میکند همسایه ی که جای تمام نداشته های اورا پر کرده اند نیایش دختر کوچک خاله معصومه، دل محمد سام را برده است که بنا به وصیت پدر بزرگ سرمایه دارش برای ادامه تحصیل باید به آلمان برود …

دانلود رمان گل کاغذی pdf از بهاره شریفی 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر     

ژانر رمان: عاشقانه،خانوادگی،اجتماعی

خلاصه رمان گل کاغذی 

محمد سام که بدلیل اختلافات بعد از فوت پدرش از خانواده او جدا شده و در پیتزا فروشی کار میکند و ساکن آپارتمانی است که طبقه ی، بالای آن همسایه ی مهربان با دو دخترش زندگی میکند همسایه ی که جای تمام نداشته های اورا پر کرده اند نیایش دختر کوچک خاله معصومه، دل محمد سام را برده است که بنا به وصیت پدر بزرگ سرمایه دارش برای ادامه تحصیل باید به آلمان برود …

قسمتی از متن رمان

صدای داد آقای اعتمادی دوباره مکالمه شان را قطع کرد و باعث شد هر دو برگردند سر کارشان. سام تازه یک هفته بود که به عنوان پیک توی پیتزا فروشی مکث کار می کرد ولی هنوز موضوع صحبت رضا و شهرام دو کارگر پیتزافروشی بود. به جز سلام و علیک هیچ حرفی دیگری با آنها نداشت.کم حرف بود و سرش توی کار خودش. همیشه کلاه مشکی بیس بالی سرش بود که تا روی پیشانی اش پائین می کشیدش و موقع حرف زدن اغلب سرش پائین بود به صورتی که مخاطبش همیشه نیمه پائینی صورتش را می دید. بینی لب و دهان و چانه…یک بار که کلاهش را برداشته بود رضا و شهرام اثر زخم عمیقی را کنار پیشانی اش دیده بودند. بعد از ان روز کلی هم درباره زخم روی پیشانی اش داستان سرایی کرده بودند. سام زیر لب آوازی را برای خودش زمزمه می کرد. دوباره نگاهی به آدرس انداخت و موتور را نگه داشت. به آپارتمان بزرگ و شیک شش طبقه مقابلش نگاه کرد و جعبه های پیتزا را برداشت و نگاه دوباره ای به کاغذ انداخت و زنگ طبقه پنجم را فشار داد. – بله؟ – خانم پیتزاهاتون. – بیار بالا..در با صدای تیکی باز شد و سام با دست چپ در را هل داد و مستقیم به سمت آسانسور رفت. دکمه را زد و مقابل در به انتظار ایستاد. توی در آنساسور تصویر مات خودش را دید و کمی کلاهش را جلو تر کشد. در به صدای دینگ آرامی به کناری خزید. سام با یک گام وارد آسانسور شد و دکمه طبقه پنجم را فشار داد. توی آینه قدی آسانسور خودش هم چهره اش را نمی دید

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 677

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین