دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان پایلوت pdf از سمیرا حسن زاده
مشخصات رمان
  • نام رمان
    پایلوت
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی،معمایی
  • نویسنده
    سمیرا حسن زاده
  • صفحات
    1564
خلاصه رمان
کاپیتان کوروش ساعی!مردی سرسخت، جدی و به‌ظاهر نفوذناپذیر که غرور و قدرتش همه جا زبانزده پشت اون چهره‌ی سرد، دل در گرو کسی داره که از کودکی براش با همه فرق داشته!
حنا. ؛دخترعموی شیطون، سرزنده و بی‌پرواش اما با این تفاوت که حنا هرگز این احساس و جدی نگرفته و همیشه اونو فقط به چشم یک برادر دیده حالا با گذر زمان، باید دید این دلِ سرسخت بالاخره راهی به قلب حنا پیدا می‌کنه یا نه

دانلود رمان پایلوت pdf از سمیرا حسن زاده

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،معمایی

خلاصه رمان پایلوت

کاپیتان کوروش ساعی!
مردی سرسخت، جدی و به‌ظاهر نفوذناپذیر که غرور و قدرتش همه جا زبانزده پشت اون چهره‌ی سرد، دل در گرو کسی داره که از کودکی براش با همه فرق داشته!
حنا. ؛دخترعموی شیطون، سرزنده و بی‌پرواش اما با این تفاوت که حنا هرگز این احساس و جدی نگرفته و همیشه اونو فقط به چشم یک برادر دیده حالا با گذر زمان، باید دید این دلِ سرسخت بالاخره راهی به قلب حنا پیدا می‌کنه یا نه..

قسمتی از رمان

چرا هیچوقت هیچی اونطوری که میخوام نیست؟!
با لبخندی تلخ و بغضی سمج نگاهم کرد و به پارک اشاره زد.
– داری همونجایی که شروع کردی تمومش میکنی. آره؟با کمی خشونت موهای پخش و پلایی که مقابل
پیشانی اش ریخته بود را به عقب هل داد و با همان حالت قبل خیره ی ورودی پارک ماند.
– همونجا بود آره. همونجا بود که اعتراف کردی.
یاد آن روز در ذهنم نقش بست.- درست همونجا بهم گفتی نسبت به من بی حس نیستی.
صدایش کمی اوج گرفت.
– همونجا منو اسیر خودت کردی و قول دادی تا آخرش باهامی. پس کو آخرش، منکه به آخر نرسیدم. تو از کدوم آخر حرف میزدی که باهامی؟
بی اختیار قطره اشکی آهسته از گوشه ی چشمش روی گونه اش چکید.
از اینکه او را به این حال و روز درآورده بودم از خودم بدم آمد برای من آخر یعنی مرگ.
با کمی خشونت ضربه ای روی قلبش کوبید.
– این بیچاره که داره کار میکنه و من زنده ام،هنوز که به آخر نرسیدم. چرا داری به آخر نرسیده ولم میکنی؟!
سرش را تا جایی که امکان داشت نزدیکتر آورد
و مقابل صورتم غرید..

 

قیمت67000

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 523

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین