
میخواهم از دردی بگویم که بوی گناه و نجاستش، تمام شهر را پر کرده است. دخترکی نوجوان و شهرستانى، با مشکلاتی در پرورشگاه مواجه میشود؛ مشکلاتی که او را مجبور میکند تا برای تامین آینده و خوشبختی برادر کوچکترش از آنجا فرار کند. دست سرنوشت او را به خانهای میکشاند که خانه فساد میخوانیمش...
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
میخواهم از دردی بگویم که بوی گناه و نجاستش، تمام شهر را پر کرده است. دخترکی نوجوان و
شهرستانى، با مشکلاتی در پرورشگاه مواجه میشود؛ مشکلاتی که او را مجبور میکند تا برای
تامین آینده و خوشبختی برادر کوچکترش از آنجا فرار کند. دست سرنوشت او را به خانهای میکشاند که
خانه فساد میخوانیمش…
در شیشه ای را بی حوصله باز کرد و کفش هایش را بی هوا داخل خانه پرتاب کرد.
صدای جیغ مانندش را به گوش اهالی خانه رساند:
-هی بچه ها، ببین چی آوردم براتون، بیاین دیگه.
دخترها کنجکاو از صدای شیدا که مژده ی آوردن چیزی را برایشان می داد به سمت او جمع شدند و بعد از سلام و احوال پرسی بیرمق همیشگی، منتظر به او چشم دوختند.
ساغر بی حوصله رو به شیدا کرد و غرید:
-مگه ما علاف توییم شیدا.
چی آوردی که اینطور ما رو سر پا نگه داشتی؟ بگو کار داریم.
شیدا با خشم به او نگاه کرد و گفت:
-هوی… مراقب دهن کثیفت باش، مگه کورین پشت سرم آدم به این بزرگی رو نمیبینین؟
دخترها مسخره او را نگاه کردند و بعضی ها پوزخند و بعضی ها فحش های کوچک و بزرگ نثارش می کردند.
با تعجب به عقب چرخید و با دیدن جای خالیِ شخص مورد نظرش اخم هایش در هم رفت.
زیر لب خشمگین زمزمه کرد:
-ای تو روحت دختره ی دهاتی، من رو کرده مسخره ی این تازه به دوران رسیده ها.
در اتاق را که…




















لینک کار نمیکنه بررسی کنید