دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان خواب و بیدار از مریم پیروند pdf
مشخصات رمان
  • نام رمان
    خواب و بیدار
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    مریم پیروند
  • صفحات
    733
خلاصه رمان

زانیار پسری که عاشق دختر لوند و بی‌بند و بار صاحب‌ خونه‌ شون میشه که همه تفریحاتش خلاصه میشن توی پارتی و مهمونی‌های مختلط و وقتی با آذین دوست میشه میخواد هر طور شده اونو مال خودش کنه…

دانلود رمان خواب و بیدار از مریم پیروند pdf

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان خواب و بیدار

زانیار پسری که عاشق دختر لوند و بی‌بند و بار صاحب‌ خونه‌ شون میشه که همه تفریحاتش خلاصه میشن توی پارتی و

مهمونی‌های مختلط و وقتی با آذین دوست میشه میخواد هر طور شده اونو مال خودش کنه…

قسمتی از رمان

ترانه جون از دور دست تکون داد و گفت : نیلا یکم تنبل شده آذین، توقعتو ازش بیشتر ببر. دستی به سر و یال نیلا کشیدم و گفتم:

راست میگه دختر تنبلی شدی یا شایدم باهام قهری، تو هم مثل زانیار لوس شدیا، این مدت سرم شلوغ بود که نیومدم پیشت،

با زانیار مشغول بودم، میخواستم امروز به یه بهونه ای بیارمش اینجا، ولی از دیشب باهام قهر کرده،

لامصب خاله توران با فضولیا و چشم غره های معروفش همه برنامه هامونو خراب کرد.

عمو شکیب با چکمه های بلندی که پاش بود با قدم های محکم و استوارش به سمتم اومد و گفت:

-آماده ای بابا؟ خب این بابا گفتنش یعنی هنوز چیزی از ماجرای

بین منو زانیار و اتفاقات دیشب خبر نداره، دیشب که تا دیر وقت به خونه اومده و از صبح زود هم برگشته به اصطبل،

معلومه که خاله توران فرصتی برای گزارش دادن نداشته. مرد مهربونی بود، چهره و استایل اندام درشت و

چهارشونه ی زانیار کپی باباش بود، با این تفاوت که محاسن صورت عمو شکیب سفید و موهای سرش جو گندمی

بودن و تیغه بینیش کمی کشیده تر بود. با تکون دادن سرم موافقتم رو نشون دادم، اسب رو رها کرد و با کف دستش

ضربه آرومی به گردن بلند نیلا زد و گفت: برو نیلا، برو ببینم چیکار میکنی. با لبخند نگاه از عمو شکیب گرفتم که لحظه ای بعد حس پرواز، رهایی و

خلسه ای از هوای آزاد توی تارو پود بدنم پیچید، چشمامو بستم و با صدای بلند جیغ زدم: یوهوووووو دوباره و

دوباره و دوباره. با یه دستم افسار نیلارو گرفتم و اون دستم رو باز کردم تا هوای لذت بخش پرواز رو به تموم تنم هدیه کنم.

 

قیمت47000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.3 / 5. تعداد رای : 158

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین