دانلود رمان آخرین دفاع pdf از آذر یوسفی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
خلاصه رمان آخرین دفاع
رهامِ مغرور، برای انتقام از منصورِ ارجمند، دست روی دخترِ دردانه اش نازگل میگذارد
نازگلِ بی تجربه و ۱۸ ساله را به شدت عاشقِ خودش میکند و در اوجِ عاشقی
با وجودِ اینکه قلبش برای نازگل لرزیده، ترکش میکند، درست لحظهای که فکر میکند
با نابود کردن نازگل، از منصورِ ارجمند انتقام گرفته، خبرِ نامزدیِ نازگل را میشنود و
این در حالیه که نامزد نازگل، برادرِ دوقلوی خودشه است..
قسمتی از رمان
دو سرباز دست هایش را گرفتند و عقب کشیدند. رهام فریاد کشید:
-تازه می پرسی چرا این کارو کردم؟ توقع داشتی بذارم مالِ تو بشه؟
سیاوش به سختی از جایش بلند شد و در حالی که خونِ کنارِ لبش را با دست پاک می کرد، خنده کنان گفت:
-داداشِ گلم من ازت پرسیدم دوستش داری؟
اینبار با صدای فریادش، خون در رگ هایم منجمد شد:
-آره دوستش دارم! شنیدی؟ دوستش دارم و نمی ذارم هیچ کس از چنگم درش بیاره.
سرباز ها اورا عقب تر می کشیدند و من هر لحظه جلوتر می رفتم. دیگر هیچ کنترلی روی صدایم نداشتم وقتی ناباورانه گفتم:
-س… سیاوش؟
هر دو به سرعت سر چرخاندند و گویی تازه من را دیدند. نگاه سیاوش پر از شرمندگی و نگاه رهام پر از خشم و کینه بود.
گرمای دستِ نیما را روی بازویم احساس کردم و در یک لحظه نفهمیدم چه شد. گویی تمامِ تنفرم یک جا جمع شد و طوفان کرد. قدم
های محکمم به سمتِ مردی که دست هایش توسط سرباز ها محاصره شده بود، برداشته شد. روبه رویش که ایستادم، نگاه پر
نفرتم را حواله ی چشم هایش کردم و یک مرتبه، دستم بالا آمد و به شدت روی صورتش نشست.
صدای سیلی محکمی که در گوشش خواباندم، سکوتی که راهرو کلانتری را در برگرفته بود شکست. دستم گز گز می کرد و قلبم
زجه می زد! من… چه کرده بودم؟ رهام را برای بهم زدن مراسم نامزدی ام با سیاوش زده بودم؟
قیمت47000