دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان آخرین دفاع pdf از آذر یوسفی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    آخرین دفاع
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    آذر یوسفی
  • صفحات
    1083
خلاصه رمان

رهامِ مغرور، برای انتقام از منصورِ ارجمند، دست روی دخترِ دردانه اش نازگل می‌گذارد نازگلِ بی تجربه و ۱۸ ساله را به شدت عاشقِ خودش می‌کند و در اوجِ عاشقی با وجودِ اینکه قلبش برای نازگل لرزیده، ترکش می‌کند، درست لحظه‌ای که فکر می‌کند با نابود کردن نازگل، از منصورِ ارجمند انتقام گرفته، خبرِ نامزدیِ نازگل را می‌شنود و این در حالیه که نامزد نازگل، برادرِ دوقلوی خودشه است..

دانلود رمان آخرین دفاع pdf از آذر یوسفی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان آخرین دفاع

رهامِ مغرور، برای انتقام از منصورِ ارجمند، دست روی دخترِ دردانه اش نازگل می‌گذارد

نازگلِ بی تجربه و ۱۸ ساله را به شدت عاشقِ خودش می‌کند و در اوجِ عاشقی

با وجودِ اینکه قلبش برای نازگل لرزیده، ترکش می‌کند، درست لحظه‌ای که فکر می‌کند

با نابود کردن نازگل، از منصورِ ارجمند انتقام گرفته، خبرِ نامزدیِ نازگل را می‌شنود و

این در حالیه که نامزد نازگل، برادرِ دوقلوی خودشه است..

قسمتی از رمان

دو سرباز دست هایش را گرفتند و عقب کشیدند. رهام فریاد کشید:

-تازه می پرسی چرا این کارو کردم؟ توقع داشتی بذارم مالِ تو بشه؟

سیاوش به سختی از جایش بلند شد و در حالی که خونِ کنارِ لبش را با دست پاک می کرد، خنده کنان گفت:

-داداشِ گلم من ازت پرسیدم دوستش داری؟

اینبار با صدای فریادش، خون در رگ هایم منجمد شد:

-آره دوستش دارم! شنیدی؟ دوستش دارم و نمی ذارم هیچ کس از چنگم درش بیاره.

سرباز ها اورا عقب تر می کشیدند و من هر لحظه جلوتر می رفتم. دیگر هیچ کنترلی روی صدایم نداشتم وقتی ناباورانه گفتم:

-س… سیاوش؟

هر دو به سرعت سر چرخاندند و گویی تازه من را دیدند. نگاه سیاوش پر از شرمندگی و نگاه رهام پر از خشم و کینه بود.

گرمای دستِ نیما را روی بازویم احساس کردم و در یک لحظه نفهمیدم چه شد. گویی تمامِ تنفرم یک جا جمع شد و طوفان کرد. قدم

های محکمم به سمتِ مردی که دست هایش توسط سرباز ها محاصره شده بود، برداشته شد. روبه رویش که ایستادم، نگاه پر

نفرتم را حواله ی چشم هایش کردم و یک مرتبه، دستم بالا آمد و به شدت روی صورتش نشست.

صدای سیلی محکمی که در گوشش خواباندم، سکوتی که راهرو کلانتری را در برگرفته بود شکست. دستم گز گز می کرد و قلبم

زجه می زد! من… چه کرده بودم؟ رهام را برای بهم زدن مراسم نامزدی ام با سیاوش زده بودم؟

 

قیمت47000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 473

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین