دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان افرای ابلق pdf از بنفشه و آرام
مشخصات رمان
  • نام رمان
    افرای ابلق
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی،روانشناسی،بزرگسال
  • نویسنده
    بنفشه و آرام
  • صفحات
    2224
خلاصه رمان

اون مرد، یک وکیل سرشناس بود، یک مرد موفق که تو زندگی شخصیش پارافیلیای عجیبی داشت...پارافیلی که بخاطرش منزوی شده بود، تا روزی که منو دید... منی که از کودکی بخاطر مشکل مادرزادی که داشتم طرد شده بودم و حالا با حضور اون با آدم های جدیدی آشنا میشدم، گروهی از آدم های متفاوت، درد های متفاوت و تجربه عشقی متفاوت...افرای ابلق داستان زندگی منه... داستانی از سقوط، عشق و اوج...

دانلود رمان افرای ابلق pdf از بنفشه و آرام

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،روانشناسی،بزرگسال

خلاصه رمان افرای ابلق

اون مرد، یک وکیل سرشناس بود، یک مرد موفق که تو زندگی شخصیش

پارافیلیای عجیبی داشت…

پارافیلی که بخاطرش منزوی شده بود، تا روزی که منو دید…

منی که از کودکی بخاطر مشکل مادرزادی که داشتم طرد شده بودم

و حالا با حضور اون با آدم های جدیدی آشنا میشدم

گروهی از آدم های متفاوت، درد های متفاوت و تجربه عشقی متفاوت…

افرای ابلق داستان زندگی منه… داستانی از سقوط، عشق و اوج…

قسمتی از رمان

صدای ضربان قلبم از صدای نفس هام بلند تر شده بود.

نمیتونستم چشمم رو از تصویر پیش روم بگیرم…

آروم‌ یه قدم عقب رفتم

نور هنوز از لای در دیده می‌شد

و بخشی از تصویر تن های عریانی که با سخاوت در حال فتح هم بودند…

قفسه سینه ام درد گرفته بود.

این چه تصمیم اشتباهی بود که من گرفتم!

باید از اینجا برم بیرون…

با وحشتی که جسمم رو کرخت کرده بود خواستم

به سمت در اصلی بچرخم که حضور کسی رو پشتم حس کردم.

دستش رو شونه ام نشست…

نفسش کنار گوشم خالی شد و گفت

– همراهیم میکنی!؟

شش ماه قبل:

به فنجون های لب پر داخل سینی نگاه کردم.

تصویر خودم تو کف صیقلی سینی افتاده بود.

شالم رو دوباره رو سرم مرتب کردم و ماسکمو روی صورتم جا به جا کردم.

چاره ای نیست…

نمیتونم با رزا بحث کنم.

باید خودم چای ببرم.

کاش خانم کتابی زودتر از مرخصی بیاد چون اگر برای هر جلسه قرار باشه

من چای ببرم به زودی از استرس میمیرم.

صدای رزا از جلو در آشپزخونه اومد که شاکی گفت

-افرا، بدو! آقای مقدسی الان شاکی میشه!

نفس عمیقی کشیدم و سینی رو بلند کردم.

آقای مقدسی تقریبا همیشه شاکی بود.

بدون اینکه چیزی بگم به سمت رزا چرخیدم.

 

 

قیمت47000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.9 / 5. تعداد رای : 644

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین