دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان انتقام خشن pdf از Black_Thunder نسخه کامل بدون سانسور
مشخصات رمان
  • نام رمان
    انتقام خشن
  • ژانر
    عاشقانه،انتقامی،خشن،بزرگسال
  • نویسنده
    Black_Thunder
  • صفحات
    2429
خلاصه رمان
داستان درباره شایان هستش که فکر میکنه مانیسا که دوستش داشته و باهاش بوده بهش خیانت کرده و با دوستش رفته و ازدواج کرده. و الان که شوهر دختری که دوستش داشته مرده برگشته تا از دختره بخاطر اینکه بازیش داده انتقام بگیره و...

دانلود رمان انتقام خشن pdf از Black_Thunder نسخه کامل بدون سانسور

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی،خشن،بزرگسال

خلاصه رمان انتقام خشن

داستان درباره شایان هستش که فکر میکنه مانیسا که دوستش داشته و باهاش بوده بهش خیانت کرده و با دوستش رفته و ازدواج کرده. و الان که شوهر دختری که دوستش داشته مرده برگشته تا از دختره بخاطر اینکه بازیش داده انتقام بگیره و…

قسمتی از رمان

با حرص و غرغر از آشپزخونه بیرون رفتم که چشمم به اون زن افتاد…
بغض راه گلوم و بست چقدر خوشگل بود حق با شایان بود انقدر خوشگله که هر نگاهی بهش جذب میشه؛ چطور شایان می تونست این و بیخیال بشه و با من ازدواج کنه….؟
بی صدا جلو رفتم و اسفند و دور سر دختره چرخوندم صدای شایان از پشت سرم بلند شد دور سر منم بچرخون…
برگشتم سمتش و با حرص دور سرش چرخوندم حالا يكوبونمش تو فرق سرت تا بفهمی انقدر دستور ندی….
پوفی کشیدم که شایان دستش و پشت کمر دختر گذاشت
اشک تو چشمام حلقه بست نگاهم و به سقف دوختم تا اشکام نباره و رسوام نکنه…
گریه نکن گریه نکن آروم باش نفس عمیق بکش….
شایان با صدای بلند گفت: مریم خانوم به همه بگو بیان می خوام با خانومم اشنا بشن….
دختره لبخند نازی زد و با عشوه نگاهی به شایان انداخت. آخ خیلی سخت بود ریلکس ،باشم مخصوصا اینکه شایان جایی رو نشونه گرفته بود که درمون نداشت؛ داشتم آتیش می گرفتم کاش هر چه زودتر این معرکه تموم میشد
شایان با لبخند رو به همه دخترا که الان اومده بودن گفت: خانومم نازنین هر بی احترامی به من. اگر اذیت بشه با مشکلی براش پیش بیاد، شما باید جوابگو باشید و هیچ بخششی در کار نیست.
سخنرانی شابان که تموم شد هممون خواستیم به آشپزخونه برگردیم که صدای نازنین و شنیدم هی دختر….؟
با چشمای گرد به سمتش برگشتم و گفتم با منی….؟
دستش و تو هوا تکون داد و گفت اره با توام…..
نگاهم و بین شایان و نازنین رد و بدل کردم و گفتم بله….؟
بله چی…؟
گنگ بهش خیره شدم که با صورت توهم گفت: عه شایان چرا اینا هیچی بلد نیستن….
باید به دور بهشون اموزش بدی که چیکار کنن و چطور رفتار کنن
اخمی روی پیشونیم نشست که اومد جلو و گفت: باید بگی بله نازنین خانوم فهمیدی…؟با

 

قیمت53000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.3 / 5. تعداد رای : 446

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین