دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان بستر ماه pdf از مریم السادات نیکنام
مشخصات رمان
  • نام رمان
    بستر ماه
  • ژانر
    عاشقانه،انتقامی
  • نویسنده
    مریم السادات نیکنام
  • صفحات
    1585
خلاصه رمان

دریا به منظور هدف بزرگی وارد عمارت قدیمی ماه صنم میشه بی خبر از اینکه چه داستانها و چه اتفاقاتی قراره براش رخ بده. ماه صنم سالخورده، به محض دیدن دریا یاد گمشده اش میافته و از اونجایی که راز بزرگی رو تو این سالها تو سینه اش حمل کرده شروع میکنه به تعریف کردن خاطراتش! در این بین دریا دلبسته ی ماه صنم میشه. و این در حالی که نامی و شهاب، دو مرد جوانی که در عمارت زندگی می کنند به دریا مشکوک میشن و دنبال علت حضورش در این عمارت می گردند. کم کم رابطه ی عاطفی شیرینی بین یکی از مردها و دریا شکل میگیره. تا اینکه...

دانلود رمان بستر ماه pdf از مریم السادات نیکنام

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی

خلاصه رمان بستر ماه

دریا به منظور هدف بزرگی وارد عمارت قدیمی ماه صنم میشه بی خبر از اینکه چه داستانها و

چه اتفاقاتی قراره براش رخ بده. ماه صنم سالخورده، به محض دیدن دریا یاد گمشده اش

میافته و از اونجایی که راز بزرگی رو تو این سالها تو سینه اش حمل کرده شروع میکنه

به تعریف کردن خاطراتش! در این بین دریا دلبسته ی ماه صنم میشه. و این در حالی که

نامی و شهاب، دو مرد جوانی که در عمارت زندگی می کنند به دریا مشکوک میشن

و دنبال علت حضورش در این عمارت می گردند. کم کم رابطه ی عاطفی شیرینی

بین یکی از مردها و دریا شکل میگیره. تا اینکه…

قسمتی از رمان

صورتش از شدت ضربات سیلی می سوخت و استخوان هایش ناله می کرد.

هوشیار، کنترل از دست داده بود. وحشی شده بود و مانند شیر گرشنه به تن و بدن شکار حمله میبرد.

دریا، ولی مقاومت می کرد. درد را به جان می خرید و مقابلش می ایستاد.

هوشیار بی رحمانه بازوی دختر را چنگ زد و به زور کف اتاق پرتش کرد.

ضربه ی آخر اما رمق از جسم نحیف دریا برد. نفسش بند رفت و برای لحظه ای، پرده ی

سیاه رنگی مقابل چشمانش کشیده شد. هوشیار اما دیوانه بود.

دریا غفلت می کرد، کار دست جفتشان می داد.

پنجه های دریا، با این فکر، روی فرش قدیمی و نخ نمای خانه مشت شد.

به سختی حرکتی به تنش داد و زیر لب غرید: _بی شرف. هوشیار حمله برد.

عربده زنان بازوی زخم دختر را گرفت و مثل جلاد بالای سرش ایستاد.

دریا گیج شده بود و دنیا دور سرش چرخ می خورد. پلک هایش را تند تند باز و بسته کرد و

چندین بار سرش را تکان داد. هوشیار بی اهمیت به حال و روز او، کنار پایش زانو زد و

چانه اش را بین دو انگشت فشار داد: از این به بعد همینه! زبون درازی کنی و تو روی من وایستی مثل سگ کتک میخوری.

چیزی درون سینه ی دریا تکان خورد. گویا محتویات معده اش بود که می جوشید و

بی اراده بالا میامد. نفس عمیقی گرفت و به زور بر خودش مسلط شد.

چانه اش همچنان گیر انگشتان هوشیار بود. چشم باز کرد..

 

قیمت46000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 452

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین