
یَل، مرد مرموز و مقتدری که برای خون خواهی برادرِ کشته شده اش و نجات برادرِ محکوم به اعدامش، به ایران
برمیگرده.طبق برنامه ای ریخته شده و با سیاست تمام، دونه دونه دشمن هاش رو شناسایی میکنه و
به طور کاملاً ناشناسی بهشون نزدیک میشه. غافل از اینکه، پناه، مظلوم ترین و در عین حال حق خواه ترین نوه
بزرگ ترین دشمنش، زیادی با هوش و حواس جمعه...
دانلود رمان ت مثل طابو pdf از لیلی ضاد
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی،معمایی
یَل، مرد مرموز و مقتدری که برای خون خواهی برادرِ کشته شده اش و نجات برادرِ محکوم به اعدامش، به ایران برمیگرده.
طبق برنامه ای ریخته شده و با سیاست تمام، دونه دونه دشمن هاش رو شناسایی میکنه و
به طور کاملاً ناشناسی بهشون نزدیک میشه. غافل از اینکه، پناه، مظلوم ترین و در عین حال
حق خواه ترین نوه بزرگ ترین دشمنش، زیادی با هوش و حواس جمعه…
قسمتی از رمان
رژ قرمز رنگ را دوباره و این بار محکم تر روی لب هایم میکشم تا خوب رنگ بگیرند، سرخی شان بدجور هوسناک
شده. زرشکی و مات مات؛ اما به شدت زیبا ترم کرده. دست زیر موها ی سیاه و بازم می کشم و با انگشتان دست
راستم ساقه هاشان را شانه می زنم؛ شال کرم رنگ با سیاهی بیش از حدشان، تضاد جذابی ساخته و دیدنی ترم کرده.
لبخند کوچکی به تصویر زن درون آینه می زنم.آینه جیبی ام را درون کیف پرت می کنم و به آهستگی دور
و برم را از نظر می گذرانم، نور نسبی تریا جوری ست که کسی متوجه ام نشده باشد.
پوست لبم را با وسواس می کنم و به ساعتم خیره می شوم. زو تر رسیده ام، خلا نظر عزیز جون که همیشه می گوید:
”زنه و نازش، مرده و نیازش… مبادا خودتو مشتاقش نشون بدی !“
زود تر رسیده ام و این دفعه را با رفتارم به عزیز جون طعنه زده ام:
زن از نظر شما با یه برده رومی که فقط باید روح و روان اربابشو ارضا کنه چه تفاوتی داره؟ ما زنیم ولی قبل از
جنسیتمون، آدمیم! اگه آتیش تنوره زد تو دلمون از دلتنگی، بیحیا وچشم دریده نیستیم، آدمیم!“
قیمت47000



















