دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان دردانگ pdf از اسماء کرمی پور
مشخصات رمان
  • نام رمان
    دردانگ
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    اسماء کرمی پور
  • صفحات
    1864
خلاصه رمان
ماهِل دختری اهل سیستان و بلوچستان (که توسط یه گاندو یکی از دستاش رو از مچ از دست داده) توی خانواده ای به دنیا اومده و بزرگ شده که چند همسری برای مردان مشکلی نیست.. ماهل با نریمان (مردی که همسرش رو طلاق داده و یه دختر داره) یک مجموعه حیوانات رو توی شهر خودش بنا کرده و اداره میکنه.. به تازگی دکتری به اسم بالاچ ریگی به منطقه اومده که به بهونه ترمیم دست مصنوعی ماهل، قصد نزدیکی به او رو‌داره.. از طرفی دیگه جدگال پسر فعال و باهوشیه که برای بهتر شدن مجموعه، به تازگی استخدام شده و...

دانلود رمان دردانگ pdf از اسماء کرمی پور 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر  

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان دردانگ

رمان دردانگ به نویسندگی اسما کرمی پور، داستان ماهل، دختری از دل سیستان و بلوچستان است که در بچگی مچ یکی از دستانش را توسط گاندو از دست داده. او در خانواده‌ای بزرگ شده که چند همسری برای مردان یک رسم است.
با مردی که همسرش را طلاق داده و یک دختر دارد ازدواج می‌کند و بعد از مدتی دکتری به روستایشان می‌آید.
دکتری که می‌گویند می‌تواند دست مصنوعی ماهل را ترمیم کند و…

قسمتی از متن رمان

پشتش را میکند و بدون هیچ حرفی به سمت موتورش می‌رود.
_کجا میری؟ من حرف دارم.
خودش را به نشنیدن می‌زند و بی توجه به سمت موتورش می‌رود.
دوباره داد میزنم:
_تکلیف این قضیه باید روشن بشه.
_حرف کیلویی چنده؟ از حالا به بعد واسه تو، ننه بابات‌و اون داداش بچه قشنگت دارم.
با آوردن اسم شهریار، خونم به جوش می‌آید.
_تو هیچ غلطی نمیتونی بکنی.
تُفی به سمتم روی زمین پرت می‌کند. و بعد با اشاره به دوستانش فریاد میزند.
_راه بیافتین.
با رفتنشون کنار پارک روی زمین ول میشوم و دو دستم را روی سرم میگذارم.
خشم جای گریه روی صورتم را می‌گیرد. چنگ به زمین میزنم و یک دسته از چمن‌های زرد و خشک شده‌ی پارک را همراه با خاک میکنم.
ناخونهای دست دیگرم را از شدت عصبانیت در گوشت ساق پایم فرو میکنم و هر چه از دهانم در میاید نثار خودم و، این زندگی‌ و انچه که بر سر من آورده می‌کنم.
بوق ممتدد ماشینی، همچون مته در گوشم فرو می‌رود. با عصبانیت از جایم بلند میشوم. خاک مشت شده در دستم را به سمتش پرت میکنم.
_دردت چیه انقدر بوق میزنی؟

 

 

قیمت50000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 655

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین