دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان حکم خون pdf از مهتاب_ر
مشخصات رمان
  • نام رمان
    حکم خون
  • ژانر
    عاشقانه،بزرگسال
  • نویسنده
    مهتاب_ر
  • صفحات
    1427
خلاصه رمان

ولى من باهات کاری میکنم تا یادت بمونه با کسی شوخی ندارم سعی میکنم اشک نریزم و آروم باشم


اونقدر ترسیدم که حس میکنم تمام تنم توی تب میسوزه، گر گرفته م از حرفایی که قلبم و به آتیش میکشه.


چاووش بلند ،میشه کمربند و بالا میبره و روی تن لرزونم میکوبه ضربه ها رو با فاصله میزنه اما


هر بار که اون کمربند لعنتی روی بدنم فرود میاد درد تا مغز و استخونم رسوخ میکنه و تنم تیر میکشه


دستم و حفاظ صورتم میکنم تا آسیبی بهش نرسه، این آدم اینقدر عصبانیه که حتی


اگه زیر دستش جون هم بدم براش مهم نیست.

دانلود رمان حکم خون pdf از مهتاب_ر

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال

خلاصه رمان حکم خون

ولى من باهات کاری میکنم تا یادت بمونه با کسی شوخی ندارم سعی میکنم اشک نریزم و آروم باشم

اونقدر ترسیدم که حس میکنم تمام تنم توی تب میسوزه، گر گرفته م از حرفایی که قلبم و به آتیش میکشه.

چاووش بلند ،میشه کمربند و بالا میبره و روی تن لرزونم میکوبه ضربه ها رو با فاصله میزنه اما

هر بار که اون کمربند لعنتی روی بدنم فرود میاد درد تا مغز و استخونم رسوخ میکنه و تنم تیر میکشه

دستم و حفاظ صورتم میکنم تا آسیبی بهش نرسه، این آدم اینقدر عصبانیه که حتی

اگه زیر دستش جون هم بدم براش مهم نیست.

قسمتی از رمان

بی حوصله خودکار رو توی دستم تکون میدم و به استاد نگاه میکنم.

اون برخلاف من انگار پر از انرژیه…بالاخره کلاس تموم میشه و استاد بعد از اینکه

توضیحات لازم رو میده کلاس رو ترک میکنه. اصلا حوصله صبا رو ندارم بخاطر همین سریع وسایلم

رو جمع میکنم، چادرم رو مرتب و چند تار موی مزاحمی رو که از زیر مقنعه بیرون اومده رو سر جاش

بر گردونم و از کلاس بیرون میزنم. با اینکه اون بهترین دوستمه اما گاهی با نصیحتاش

روانم رو بهم می ریزه،اینقدر توی این سال ها نصیحت شنیدم که دیگه گنجایشش رو ندارم.

صدای زنگ گوشیم رو که می شنوم اون رو از توی جیب مانتوم بیرون میارم،اسم احمد رضا باعث میشه

نیشم تا بنا گوش باز بشه، منتظرش بودم.دلیل نصیحتای صبا و پیچوندنای من!

تماس رو برقرار میکنم و گوشی رو به گوشم میچسبونم:

-جانم پسر عمو

-زهر مار پسر عمو..صد بار نگفتم بهم نگو؟

بلند میخندم و میگم:

– باشه ببخشید،.عشقم خوبه؟

 

 

قیمت46000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.8 / 5. تعداد رای : 420

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین