دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان دیو لیلی pdf از بهارک مقدم
مشخصات رمان
  • نام رمان
    دیو لیلی
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    بهارک مقدم
  • صفحات
    2086
خلاصه رمان
سیگار و فندکش را از روی اپن آشپزخانه چنگ زد. با احتیاط نسبی از کنار وسایل شکسته شده ی روی زمین، عبور کرد.دانه های درشت عرق، تمام صورتش را در بر گرفته، اما در پیشانی اش بزم دیگری بر پا بود. سر درد عصبی و خیسی پیشانی و موهایی که به پیشانی اش چسبیده بودند، عصبانی ترش میکرد. کالفه آستین پیراهن مردانه اش را روی پیشانی اش کشید.امشب زیادی تند رفته بود! زیاد از حد...

دانلود رمان دیو لیلی pdf از بهارک مقدم

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه دیو لیلی

سیگار و فندکش را از روی اپن آشپزخانه چنگ زد. با احتیاط نسبی

از کنار وسایل شکسته شده ی روی زمین، عبور کرد.

دانه های درشت عرق، تمام صورتش را در بر گرفته، اما در پیشانی اش بزم

دیگری بر پا بود. سر درد عصبی و خیسی پیشانی و موهایی

که به پیشانی اش چسبیده بودند، عصبانی ترش میکرد. کلافه آستین

پیراهن مردانه اش را روی پیشانی اش کشید.

امشب زیادی تند رفته بود! زیاد از حد…

قسمتی از رمان

سوار x60 مشکی اش شد و به سمت خانه ی باصفای خانم جون رانندگی کرد.

جلوی در حیاط پارک کرد و پیاده شد.

دستش برای برداشتن کیفش پیشقدم شد.

یقه پیراهن آبی کاربنی اش را صاف کرد و یک دکمه ی دیگرش را

به خاطر گل روی حاج محمد صادق، بست! لای در باز بود به رسم همیشه…

تنها یازده روز به بهار مانده بود و درخت های خانه خانم جون، پر شده بود

از شکوفه و طراوت و سبز شدن جوانه ها…

همیشه این حیاط، حالش را خوب می کرد.

جای جای این خانه، خاطره داشت از کودکی هایشان و از

صدای خنده ای که می پیچید میان همین درختان پرثمرِ قدیمی!

گلویش را صاف کرد. -یاالله… فاصله چندین متری در کوچه با ایوان

با درختان میوه پر شده بود و دالانی آهنی که پیچک ها

سخت در آغوشش کشیده بودند. در انتها حوض ماهی بزرگی

جلوی ایوان بود که همیشه خدا، پر بود از ماهی گُلی هایی

که قد کشیده بودند و با قزل آلا، برابری می کردند.

آیهان کِی این همه طبع شاعرانه اش گل کرده بود و

ریزبین به زیبایی های این خانه دقیق می شد؟

اصلا فکر دوری را که می کرد قلبش از درد مچاله می شد…

یکی دوماه که زمان زیادی نبود… شاهان چگونه این همه سال،

در غربت دوام آورده بود؟ – بیاتو پسرم… به سمت مادرش رفت

و او را سفت و سخت در آغوش گرفت

 

قیمت47000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 445

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین