دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان طلایی تر از گندم pdf از آرزو انارستانی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    طلایی تر از گندم
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    آرزو انارستانی
  • صفحات
    1781
خلاصه رمان

گلبهار خانزاده زنی با اراده و نفوذ است. او و فرهاد، فرزند نماینده شهر، در آستانه ازدواج قرار دارند.در همین زمان، اعضای حزب توده مزارع خان همسایه را به آتش می‌کشند؛ خواهر گلبهار نیز از هواداران این حزب است.همین اتفاق زمینه ورود فرخ، پسر انتقام‌ جوی خان همسایه، را به زندگی گلبهار فراهم می‌سازد.

دانلود رمان طلایی تر از گندم pdf از آرزو انارستانی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان طلایی تر از گندم

گلبهار خانزاده زنی با اراده و نفوذ است. او و فرهاد، فرزند نماینده شهر، در آستانه ازدواج قرار دارند.

در همین زمان، اعضای حزب توده مزارع خان همسایه را به آتش می‌کشند؛ خواهر گلبهار نیز از هواداران این حزب است.

همین اتفاق زمینه ورود فرخ، پسر انتقام‌ جوی خان همسایه، را به زندگی گلبهار فراهم می‌سازد.

قسمتی از رمان

با صدای خانم جان خانم جان گفتن جلال سر برگرداندم. از بالای تپه سبزه میدوید و مرا صدا می زد. کلاه

حصیری ام را پایینتر آوردم که آفتاب چشمم را نزند.

زیرلب گفتم: خدایا بخیر کن!

جلال میدوید و هر چه نزدیکتر می آمد، جوشش عرق را بیشتر روی پوست قهوه ای رنگش میدیدم.

کارگرها دست از کار کشیده بودند. خشخش داس روی ساقه های طلایی گندم خفه شده بود. همه چشم

دوخته بودند به تپه سبزه که جلال از آن پایین میآمد و مرا صدا می کرد..

_خانم جان! گلبهار خانم! آقا برزخی شده. بیا بیا تا خون نکرده!

آه از نهادم بلند شد. این دومین بار بود که در این هفته، آقا، به قول جلال برزخی می شد! اما خون کردن دیگر

تهمت زیادی بود. چند قدمی مانده بود که برسد به من، روی زمین ولو شد.

نگاهی به دفتر و دستک انداختم و از پشت میز بلند شدم. سایه ی گرد درخت توت، کنار گندمزار، در آن

نیمروز تابستان، چندان هم خنک نبود. با اینحال گهگاه نرمه بادی می آمد و لای موهایم فرو میرفت.

_ چی شده جلال؟ چرا داد و هوار راه انداختی؟

 

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 575

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین