دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان عشق ارباب pdf از darya
مشخصات رمان
  • نام رمان
    عشق ارباب
  • ژانر
    عاشقانه،هیجانی
  • نویسنده
    darya
  • صفحات
    836
خلاصه رمان

ستاره در پی مرگ ناگهانی خواهر دوقلویش مهتاب و به وصیت او،قبول می کند که نقش او را درخانه اش و در کنارشوهر خواهر خشک و مرموزش بازی کند حالا با حضور او آرامش به خانواده برگشته ولی شعله های انتقام در کنار عشقی نوخاسته ستاره را وادار می کند که…

دانلود رمان عشق ارباب pdf از darya

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،هیجانی

خلاصه رمان عشق ارباب

ستاره در پی مرگ ناگهانی خواهر دوقلویش مهتاب و به وصیت او،قبول می کند که نقش او را درخانه اش

ودر کنارشوهر خواهر خشک و مرموزش بازی کند حالا با حضور او آرامش به خانواده برگشته

ولی شعله های انتقام در کنار عشقی نوخاسته ستاره را وادار می کند که…

قسمتی از رمان

دوستت دارم چون تنها ترین فکر تنهایی منی … دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی …

دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی … دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی!

دوستت دارم چون به یک نگاه … عشق منی.

دستان ظریف و لطیفش از بین دستهایم شل شد و از روی تخت آویزان شد …

نگاهم را به حلقه ای که کف دستم گذاشته بود دوختم!

همانطور از کنار تختش بلند شدم … نگاه آخرم را به او دوختم که چشمان زیبایش برای همیشه بسته شده بود …

با حالت گنگی سرم را برگرداندم و به طرف در اتاق به راه افتادم!

با بی حالی دستگیره را گرفتم و از اتاق خارج شدم …

چشم های پر از اشک آن دو نفر را نا دیده گرفتم و به طرف آخر راهرو راه افتادم

که صدای جیغ نرگس جون عمه ای که مانند مادری دلسوز کنارمان بود به اوج رسید!

نرگس جون … مهتاب … این آغازی بود برای اینکه به خودم بیایم و با قدم های بلندتر و

تندتر از راهرو بگذرم و راه خروجی بیمارستان را در پیش بگیرم!

قدم هایم تندتر شد و با حالت دو از بین مردم می گذشتم و حلقه را در دستم می فشردم …

دوست داشتم فریاد بکشم و داد بزنم اما خودم را باتنه ای که به عابران می زدم و

آنها مرا دیوانه خطاب می کردن خالی می کردم!

اون رفته بود برای همیشه رفته بود و خواسته ی بزرگی را به من واگذار کرده بود …

با کشیده شدن بازویم ایستادم و سرم را به زیر انداختم …

 

قیمت45000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 563

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • ساراخانم
    3 خرداد 1401 | 11:15

    سلام. بسیاااااااار بی خود داستان طولانی شده بود. خیلی از رفتار ها خارج از منطق و عادت بود؛؛؛ خیلی از موقعیت ها وجود داشت که به راحتی حقیقت گفته بشه اما باز داستان بی خود کش میومد. در کل با نصف این رمان؛؛ میشد کل داستان رو نوشت. از بس افراد و اشخاص مختلفی وارد داستان شده بود که اخر داستان همه چی پیچیده شده بود. بعضی از شخصیت های رمان هم از اواسط داستان به کل محو شدن

    • Sogand
      12 خرداد 1401 | 16:44

      سلام ن اصلا اینطور نیس عالی بود من خیلی از دریا جان متشکرم بخاطر این رمان زیباششش
      مرسی عزیزم

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین