دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان غوغا pdf از آذر اول
مشخصات رمان
  • نام رمان
    غوغا
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی،اختلاف سنی
  • نویسنده
    آذر اول
  • صفحات
    2967
خلاصه رمان
غوغا دختری که شاید سنش کم باشه ولی اتفاق های زندگی، این دختر و از درون زیر و رو کرده. دختری که پناهی نداشت، نبود مادر تو زندگیش، نامادری فتنه، پدری که از پدر بودن حتی اسمشم خراب کرده. غوغا زندگیش شبیه اسمش میشد اگه فتاح نبود ولی بود، بود و شد پناهش امنیتش ، عشقش آبروش حامی و عزیزِ قلبش مردی که خودش کم زخم نخورده بود.... بار غم خیانتی که دید بی وفایی هایی که از زندگی مشترک قبلی دید، ولی مرد بودن خودش و حفظ کرد و برای غوغا مردونگی خرج کرد.

دانلود رمان غوغا pdf از آذر اول

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،اختلاف سنی

خلاصه رمان غوغا

غوغا دختری که شاید سنش کم باشه ولی اتفاق های زندگی، این دختر و از درون زیر و رو کرده.

دختری که پناهی نداشت، نبود مادر تو زندگیش، نامادری فتنه، پدری که از پدر بودن حتی اسمشم خراب کرده.

غوغا زندگیش شبیه اسمش میشد اگه فتاح نبود ولی بود، بود و شد پناهش امنیتش ، عشقش آبروش حامی و

عزیزِ قلبش مردی که خودش کم زخم نخورده بود…. بار غم خیانتی که دید بی وفایی هایی

که از زندگی مشترک قبلی دید، ولی مرد بودن خودش و حفظ کرد و برای غوغا مردونگی خرج کرد…

قسمتی از رمان

–  دوماد فرار کرده… غیبش زده حاجی

از پشت آن در بسته صدای هیاهو به گوش می رسید.

پشت پنجره می ایستم و تماشا می کنم آن بلوای به راه افتاده را..

– خدا ازت نگذره که آبرو برامون نذاشتی.. مفت خورِ بی خاصیت

راضیه مشت به سینه اش می کوبید.

– خبرت و بیارن الهی.. حالا جواب مردم و چی بدم.. خدا ذلیلت کنه حمید رضا

هر کسی از یکطرف حرفی می زد و نمک به زخم راضیه می پاشید.

– خب چیه مگه..! لابد دلش نخواسته زورکی زن بگیره راضیه خانوم.. نفرین نکن بچه رو

بچه..؟!

به آن پسرک قد دراز و لاغر مردنی می گفت..؟!

صداها هر لحظه بلندتر می شد و کسی نبود تا این قائله را ختم به خیر کند..

زهره از آن سمت حیاط می دود و مقابل راضیه می ایستد.

– چخبرته آبجی..! صدات هفت تا کوچه اونورتر و برداشته.. آروم باش

راضیه اشکش می چکد.

رخت سیاه بر تنش زار می زند.

– چجوری آروم باشم زهره… تکلیف خون شوهرم چی پس..! بگذرم ازش..

بذارم حق و ناحق بشه.. نه.. من از خون حاج عباس نمی گذرم..

– خیله خب.. حالا یکم آروم باش.. الان سکته می کنی ها

راضیه دستش را به سینه اش می فشارد.

– کاش بمیرم و راحت شم ابجی.. خدا لعنتت کنه بچه

چه کسی را لعنت می کند نمی فهمم..!

پسر فراری خودش یا برادر شیر پاک نخورده ی من را..!

 

قیمت48000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 478

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین