دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان فریاد بی صدا pdf از رویا احمدیان 
مشخصات رمان
  • نام رمان
    فریاد بی صدا
  • ژانر
    عاشقانه،انتقامی
  • نویسنده
    رویا احمدیان
  • صفحات
    1584
خلاصه رمان
من احساساتم را در نطفه خفه کرده ام. چند سالیست به احساس های خوب و بدم هیس باش میگویم. چند سالیست که بر سره هرچه دلتنگیست عربده میکنم... هرچه عشق و دوست داشتن است را به سیلی میهمان میکنم... طعم تلخ سکوت را به جان میخرم...لبخند را حرام اعام کرده و به هرچه امید است بی اعتنایی میکنم... چند سالیست که در درونم انقابی بر پاست... فریاد میزنم، فریادی از نای وجود ، اما بی صدا... فریادی پر از عجز و تمنا اما بی ....صدا... من سالهای متوالی فریاد بوده ام، فریاد بی صدا...

دانلود رمان فریاد بی صدا pdf از رویا احمدیان 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی

خلاصه رمان فریاد بی صدا

من احساساتم را در نطفه خفه کرده ام. چند سالیست به احساس های خوب و بدم هیس باش میگویم.

چند سالیست که بر سره هرچه دلتنگیست عربده میکنم… هرچه عشق و دوست داشتن است را به سیلی میهمان میکنم…

طعم تلخ سکوت را به جان میخرم…لبخند را حرام اعام کرده و به هرچه امید است بی اعتنایی میکنم…

چند سالیست که در درونم انقابی بر پاست… فریاد میزنم، فریادی از نای وجود ، اما بی صدا…

فریادی پر از عجز و تمنا اما بی ….صدا… من سالهای متوالی فریاد بوده ام، فریاد بی صدا…

قسمتی از رمان

جلو خانه ماشین را پارک کرده و از ماشین پیاده می شوم. همین که ساختمان خانه جلو چشمانم نقش می بندد

ناخوآگاه چند قدم به عقب رفته و از دور نگاه دقیقی روانه اش می کنم. این خانه شاهد بزرگی برای تمام

دردهایی که متحمل شده ایم، است. این خانه شاهد روزهایی بوده که خودم گاهی از یاد آوری اش

رعشه به جانم می افتد. نفس عمیقی کشیده و سری تکان می دهم تا خاطرات به مغزم حمله ور نشوند.

یک دستم را در جیب شلوارم گذاشته و به سوی خانه قدم میگذارم.

در حیاط را با کلید باز کرده و زود خودم را به در دیگر می رسانم. داخل که می روم

تنها فرد حاضر در هال مادرم بود که او هم خواب بود. به چهره غرق خوابش نگاه دوخته و

لبخنده عمیقی ناخداگاه بر لبانم نقش می بندد. فرشته زندگی ام. با صدای در اتاق لبخندم

را جمع کرده و به نیاز که با چادر سفید و یک قرآن که در دستش بود، از اتاق خارج شده بود نگاه می اندازم.

از قیافه اش مشخص است در حال نماز خواندن بوده.. لبخند مهربانی زده و میگوید: -سلام خوش اومدی.

سلام… ممنون عزیزم… عبادت قبول. لبخندش عمیق می شود. -فدای شما… چای میخوری دم کنم؟

-چرا که نه… چادرش را از سر کنده و تا می کند، بعد همراه قرآن روی میز تلفن می گذاردشان.

با حفظ لبخند مهربانش به آشپزخانه می رود. من هم دنبالش روانه می شوم.

در حال پر کردن کتری است که آرام شروع به صحبت کردن، می کند: -داداشی یه سوال بپرسم؟

به یکی از کابینت ها تکیه داده و جواب گو میشوم. -:دوتا بپرس شما…

کتری را روی یکی از شعله های گاز گذاشته و….

 

قیمت46000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 447

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین