دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان قایم موشک pdf از بهار محمدی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    قایم موشک
  • ژانر
    عاشقانه،طنز،کلکلی
  • نویسنده
    بهار محمدی
  • صفحات
    332
خلاصه رمان
امیر سلطانی! سلطانِ همه امیرای بالفطره‌س! توی جمع خانواده پسر پیغمبره و توی خلوت یه ملحدیه که دومی نداره. از بدو تولد و آغاز خلقت با دخترعمه‌ش دیارا کارد و پنیر بودن و از قضا پدر امیر خان هِرِّش می‌گیره دیارا رو واسه تک پسر شاخ شمشادش بگیره! این وسط التماسای امیر به دیارا واسه به هم زدن خواستگاری فایده نداره و دیارا خانم از این فرصت استفاده می‌کنه تا انتقام همه کل‌کلای بچگیشون‌و با این ازدواج صوری از امیر بگیره. زندگیشون رسما با تام و جری فرق نداره پر از کل‌کل و خنده و کرم ریزی...

دانلود رمان قایم موشک pdf از بهار محمدی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،طنز،کلکلی

خلاصه رمان قایم موشک

امیر سلطانی! سلطانِ همه امیرای بالفطره‌س! توی جمع خانواده پسر پیغمبره و توی خلوت یه ملحدیه که دومی نداره.

از بدو تولد و آغاز خلقت با دخترعمه‌ش دیارا کارد و پنیر بودن و از قضا پدر امیر خان هِرِّش می‌گیره دیارا رو

واسه تک پسر شاخ شمشادش بگیره! این وسط التماسای امیر به دیارا واسه به هم زدن خواستگاری فایده نداره

و دیارا خانم از این فرصت استفاده می‌کنه تا انتقام همه کل‌کلای بچگیشون‌و با این ازدواج صوری

از امیر بگیره. زندگیشون رسما با تام و جری فرق نداره پر از کل‌کل و خنده و کرم ریزی…

قسمتی از رمان

سمت شیرینی فروشی به راه میافتم تا کیک تولد دیارا رو بگیرم. (دیارا) از زمین و زمان عاصیم. دوست دارم با امیر آشتی کنم

ولی به علت بیشعوری بیش از حدش تصمیم گرفتم خودم رو جدی بگیرم. هی دیارا خانوم دیارا خانوم بارم میکرد و

این خودش اوج حرص خوردن امیر رو میرسوند. موبایلم زنگ میخوره. اسم فاطیما درشت روی صفحه چراغ میزنه.

نفسم رو کلفه بیرون میفرستم. دوست دارم فاطیما رو بگیرم از ریشه موهاش آویزون کنم.

دختره ی رو مخ! تلفن رو جواب میدم. – بله؟ با هیجان میگه: – ما دم دریم دیارا. دودل میپرسم:

– مجید هم هست؟ با مکث کوتاهی جواب میده: – آره؛ من اصرار کردم، اونم اومد.

دوست دارم بگم هم تو هم مجید جفتتون غلط کردین. مجید چه دنده پهنی داشت که

بعد از اون کتکی که از امیر خورده بود دراز دراز همراه جمع اومده بود خونهمون.

– الان در رو باز میکنم. این که امیر نیست

و من میخوام در رو روی این قوم الظالمین باز کنم یکم خوف ناکه؛ اما خب مجبورم خودمو محکم بگیرم.

جناب تهی از شعور وقتی گفتم بچه ها میخوان بیان مثل کوه پشتمو خالی کرد و از خونه رفت.

نگاهی توی آینه به خودم میندازم. بلوز تنگ آستین بلند یقه اسکی مشکی با شلوار چرم ستش پوشیدم.

گردنبند و گوشواره کارتیه هم دورم انداختم و موهام رو دم اسبی پشتم بستم.

خط چشم پهنم با ریملی که به مژههام زدم، جلوه چشمم رو دو چندان کرده. رژ لب سرخ مخملیم هم خوب روی لبام نشسته.

با رضایت از تیپم لبخند استرسی روی لبم میآرم. فاطیما سوز و چشم کور کن باشه ایشالا! قبل از اینکه در رو باز کنم زیر لب میگم: –

من نمیدونم چه رفاقت و رفت و آمدیه که نه اونا چشم منو دارن نه من چشم دیدن اونا رو. و بعد در رو با لبخند تصنعی باز میکنم. –

سلام. خیلی خوش آمدید! با دیدن جعبه شیرینی توی دست فاطیما و گفتن همزمان همهشون

– تولدت مبارک! تازه یادم میافته که امروز تولدمه.

 

قیمت44000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.9 / 5. تعداد رای : 507

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • BaHaR
    3 خرداد 1405 | 16:37

    عاااااااالی ، بالاخره بعد از مدت ها یه رمان فوق العاده خواندم کاش مثل این بازم بود
    همه ی رمانا تازگی ها خیلی چرت و کلیشه ای شدن ولی این موضوعش تازه و اصلا کلیشه ای نبود

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین