دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان مرداب فریب pdf از کوثر شاهینی فر
مشخصات رمان
  • نام رمان
    مرداب فریب
  • ژانر
    عاشقانه،ارباب رعیتی
  • نویسنده
    کوثر شاهینی فر
  • صفحات
    1004
خلاصه رمان
این داستان درباره عشق پیچیده‌ای میان پری رُخ و سیاوش است؛ عشقی که بین دختری ساده از طبقه رعیت و جوانی خانزاده شکل می‌گیرد. از سوی دیگر، مهران که از پریرخ کینه به دل دارد، با حرص و نفرتش زندگی او را تلخ می‌کند و حتی در شب عروسی‌اش با سیاوش، با نیرنگ، زنی دیگر را به جای پری رخ به عقد سیاوش درمی‌آورد. پریرخ از این فریب و نیرنگ رنجیده، شبانه فرار می‌کند و از سیاوش و تمام رویاهای عاشقانه‌ای که برای خود بافته بود، فاصله می‌گیرد. در این میان، سیاوش از سرنوشت و غیبت پری رخ بی‌خبر است و در بی‌اطلاعی از این عشق گمشده روزگار می‌گذراند

دانلود رمان مرداب فریب pdf از کوثر شاهینی فر

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،ارباب رعیتی

خلاصه رمان مرداب فریب

این داستان درباره عشق پیچیده‌ای میان پری رُخ و سیاوش است؛ عشقی که بین دختری ساده از طبقه رعیت و جوانی خانزاده شکل می‌گیرد. از سوی دیگر، مهران که از پریرخ کینه به دل دارد با حرص و نفرتش زندگی او را تلخ می‌کند و حتی در شب عروسی‌اش با سیاوش، با نیرنگ زنی دیگر را به جای پری رخ به عقد سیاوش درمی‌آورد. پریرخ از این فریب و نیرنگ رنجیده، شبانه فرار می‌کند و از سیاوش و تمام رویاهای عاشقانه‌ای که برای خود بافته بود، فاصله می‌گیرد. در این میان، سیاوش از سرنوشت و غیبت پری رخ بی‌خبر است و در بی‌اطلاعی از این عشق گمشده روزگار می‌گذراند…

قسمتی از رمان

صدای هلهله بین کوه ها می پیچه و چند بار اکو پیدا میکنه. صدای تیر انداختن تفنگ ها  صدای جیغ و سوت من اما شکل یه سیاه پوش به عزام! یه عروسه غم زده، اسبی که روی اون نشسته م داره میره.من اما دلم اون پشت جا مونده خودم جا موندم لا به لای اون شلوغی. افسار اسب رو میکشم و عقب برمی گردم.وسط روستا بابت ریسه های کشیده شده روشن تر از همه جاست. همه جمع شدن..عروسی پسر خانه سیاوش خان! اونقدری به اون روشنایی زل میزنم که چشمام رو اشک پر میکنه و صدای آهسته ای که میگه: _ پریرخ می خوای خان بفهمه؟!؟!چرا وایسادی دختر!؟!؟ رمق ندارم برای گرفتن افسار برای دور شدن، راه افتادن.

دایی حجت خودش جلو میاد و افسار رو می گیره و میکشه و اسب مطیع و حرف گوش کن راه می افته. من وسط این تابستون با هوای گر گرفته ش یخ میکنم ل به لی لباس سرتا پا مشکی که پریا تنم کرده! مامان بابا چی دورم انداختن ؟!؟! اشک های جمع شده میریزه از چشمام و وقتی از بین باند های پیچیده شده جلوی صورتم رد میشه و نم اون ها به پوست صورتم می خوره.

دلم می خواد از درد ضجه بزنم! از درد این شوری که شکل نمک ریخته روی زخم های هنوز باز مونده و خوب نشده! سوخته بد سوخته صورتم! صداش تو سرم وول می خوره ( بهت میگن پری ُرخ … من میگم پری رو …)دلم می خواد ضجه بزنم و بگم من پری رو نیستم بینیمو بال میکشم. شکل دلم شکل زندگیم.اسب راه می افته و دور میشیم از اینجا برای همیشه. جا می ذارم ارزوهامو هرچی که دلم خواسته رو باید دفن کنم خاطره های قشنگم رو یکی از یکی قشنگ ترم رو باید دفن کنم اما اما ذهنم لجبازه که صدای قهقهه ی خودم تو گوشم میپیچه. صدای پریا که جیغ میزنه: _ بگیرش … ابجی پری بگیرش تو روخدا … یک سال قبل! دامن گل گلی و چین دارم رو بلند میکنم و می دوم … زشته وسط آبادی دویدن، بلند خندیدن … ولی مگه نه این که من پری ُرخم!؟ سرم بالاس و فقط به بادبادک نگاه میکنم.

 

قیمت67000

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 593

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • باران
    28 فروردین 1405 | 13:03

    بهترین رمانی بود که خوندم و خیلی دوسش داشتم خیلی غم انگیز بود ولی پایان خوبی داشت واقعا عالی بود مرسی از کوثر شاهینی فر عزیز که همه نوشته هاش یکی از یکی بهتر

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین