دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان عشق و جنون pdf از نازنین دهقان منشادی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    عشق و جنون
  • ژانر
    عاشقانه،درام
  • نویسنده
    نازنین دهقان منشادی
  • ویراستار
    سایت آوای خیس
  • صفحات
    632
لینک های دانلود

دانلود رمان عشق و جنون pdf از نازنین دهقان منشادی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان : عاشقانه،درام

خلاصه رمان عشق و جنون

من عشق را در چشمان دیوانه ای در میان پارادوکس عشق و جنون دیدم!

.دختری به اسم آوا که بعد از ۸ سال زندگی تو تیمارستان و لقب دیوونه رو به دوش کشیدن به خودش میاد و بر میگرده

به جایی که همه ی زندگیشو ازش گرفتن !عشق ، شوخی و خنده ، لذت انتقام گرفتن و حال خوب بخشیدن ،

خیانت کردن و بازی دادن ، شیرین ترین زندگی تلخ ؛

همه و همه جمع شدن و در قالب رمان نوشته شدن

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان حریر و آتش

دانلود رمان من یک زنم

قسمتی از رمان

چشمام رو با وحشت باز کردم دونه دونه خاطرهای گذشته یادم اوم

یک صدای بچگونه مدام تو ذهنم می گفت : عمو تورو خدا منو اینجا نزار، عمو نرو، من نمیخوام تو این دیوونه خونه بمونم.

آره آره اون بچه من بودم !

این صدای منِ همه چی رو بخاطر میارم، صورت ناز مامانم ، مهربونی های بابا رو ، آخ گفتم بابا، صحنه ی به دار کشیدنشو خوب یادم هست!

در اتاق باز شد و همون پرستار همیشگی با احتیاط وارد شد.

بازهم دستش یک لیوان آب و قرص بود.

اومد سمتمو متعجب بهم‌ نگاه کرد و گفت:

+ قصد حمله کردن نداری؟

چشم دوختم به پشت سرش دو تا پرستار دیگه برای مهار کردن خشم من آماده بودن .

اون پرستار آروم آروم نزدیکم شد و قرص رو سمت لبم آورد ؛ بی حرف قرص و آب رو خوردم، تعجب زیادی تو چهرش بود .

برگشت بره که صداش زدم:

رمان عشق و جنون نازنین دهقان منشادی

+ خانم احمدی

برگشت سمتمو گفت:

+ بسم الله! تو خوبی؟؟؟ منو میشناسی؟؟؟

رو تخت نشستم و گفتم:

+ من همه چیو یادم اومد !

یکی از پرستار های پشت سرش گفت:

+ من میرم آقای دکتر رو صدا کنم.

تا خواست بره خود دکتر وارد اتاق شد و با دیدن من انقدر آروم ،اون هم متعجب شد و گفت:

+ آرام بخش زدین؟

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.7 / 5. تعداد رای : 3

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • آناهیتا
    21 شهریور 1401 | 18:06

    اشکم در اومدددددد😭😭😭😭ولی خیلی قشنگ بود
    میشه جلد دوم داشته باشه و آوا و سپهر انتقام بگیرند؟؟؟؟؟؟

    • ساقی
      12 مهر 1401 | 11:59

      بد تموم میشهه؟

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین