دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان گلاریس pdf از خورشید
مشخصات رمان
  • نام رمان
    گلاریس
  • ژانر
    عاشقانه،معمایی
  • نویسنده
    خورشید
  • صفحات
    1451
خلاصه رمان

گلاریس، دختری جوان و بی‌پناه، در تلاش بود تا با فروش گران‌بهاترین گوهر وجودش، جان مادر بیمارش را نجات


دهد.سرنوشت او را به من سپرده بودند، تا از دور مراقبش باشم، بی‌آنکه خودش بداند. وقتی از تصمیمش آگاه


شدم که می‌خواست عصمت خود را به حراج بگذارد، نتوانستم بی‌تفاوت بمانم. او را به خانه‌ام آوردم تا از افتادنش


به دام مردان فرصت‌طلب جلوگیری کنم و شاید راهی دیگر برای نجات مادرش بیابیم...

دانلود رمان گلاریس pdf از خورشید

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،معمایی

خلاصه رمان گلاریس

گلاریس، دختری جوان و بی‌پناه، در تلاش بود تا با فروش گران‌بهاترین گوهر وجودش، جان مادر بیمارش را نجات دهد.

سرنوشت او را به من سپرده بودند، تا از دور مراقبش باشم، بی‌آنکه خودش بداند. وقتی از تصمیمش آگاه شدم

که می‌خواست عصمت خود را به حراج بگذارد، نتوانستم بی‌تفاوت بمانم. او را به خانه‌ام آوردم

تا از افتادنش به دام مردان فرصت‌طلب جلوگیری کنم و شاید راهی دیگر برای نجات مادرش بیابیم..

قسمتی از رمان

ریحانه نیز کنج خانه در خود جمع شده بود و به حال دلِ دوستش غصه میخورد. _باید بفهمم میخواد چکار کنه. 

این تنها جمله ای بود که ریحانه انتظار شنیدنش را نداشت! با صدای نازک و جیغ مانندش فریاد کشید: 

_چی؟ چرا باید بدونی؟ از جا بلند شد و نشست، به ریحانه نگاه کرد و سعی داشت احساسات را به او توضیح دهد. 

_ میدونم دیوونگیه ریحانه… اما من سعی کردم امتحانش کنم! سعی کردم زندگی بدون کوروش رو امتحان کنم… 

اما هر بار که صدای زنگ خونه بلند میشد امیدوار بودم که اون باشه! هربار که گوشیم زنگ میخورد من میخواستم که اون باشه!

هر بار که در کافه باز میشد دلم میخواست کوروش باشه که از اون در میاد داخل… میفهمی چی میگم؟

 ریحانه که اخم هایش در هم فرو رفته بود جلوتر رفت و دستهای او را گرفت. _نه گلاریس!

نمیفهمم چی میگی… منظورت رو درست بگو… چرا میخوای بفهمی کوروش میخواد چکار کنه؟

 دخترک بین گفتن واقعیت و نگفتنش به ریحانه تردید داشت، اما در آخر گفت: _برای اینکه کمکش کنم! 

ریحانه مبهوت به او نگاه کرد… دخترک با خود فکرهای زیادی کرده بود! اگرچه به او گفته بود که

باید از این سازمان خارج شود تا بتواند کنارش باشد اما… او که قرار نبود وارد رابطه ای با کوروش شود!

او فقط میخواست برای این انتقام کمکش کند! ضمن اینکه با تمام وجود میخواست انتقام مادرش را هم بگیرد! 

نمیدانست چکار باید کرد… شاید بهتر بود با محمد صحبت کند، از جا پرید و فکرش را به زبان آورد.

 _میخوام با محمد صحبت کنم… شاید اون چیزی بهم بگه. با پوزخندی که ریحانه زد از جا ایستاد و با حرص دست به سینه ایستاد. 

_چیه باز چرا نیشخند میزنی؟ ریحانه رو به رویش ایستاد و دست هایش را در هوا تکان داد. _واقعا محمد؟

واقعا میخوای با اون حرف بزنی؟ کسی که همه ی رازهای کوروش رو میدونه بهش خیانت نمیکنه!

تو آب بخوری محمد میره بهش میگه…

 

قیمت47000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.6 / 5. تعداد رای : 224

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین