دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود مجموعه رمان کابوس افعی جلد دوم از فاطمه السادات هاشمی نسب pdf
مشخصات رمان
  • نام رمان
    کابوس افعی جلد دوم
  • ژانر
    فانتزی،عاشقانه،ماجراجویی
  • نویسنده
    فاطمه السادات هاشمی نسب
  • صفحات
    1045
خلاصه رمان
بعد از فهمیدن حقیقت هایدرا راهی سفر میشه تا به شهری بره که پدرش گفت و در راه با عشق حقیقیش رو به رو میشه.
لینک های دانلود

دانلود مجموعه رمان کابوس افعی جلد دوم از فاطمه السادات هاشمی نسب pdf

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: فانتزی،عاشقانه،ماجراجویی

خلاصه رمان کابوس افعی جلد دوم

بعد از فهمیدن حقیقت هایدرا راهی سفر میشه تا به شهری بره که پدرش گفت و در راه با عشق حقیقیش رو به رو میشه.

قسمتی از رمان

انگار قصدی برای رهایی آن تکه چوب کج و معوج ندارد. محکم آن را فشار میدهد و مدام

لبش را گاز می گیرد. بدان هیچ میلی به ادوارد نگاه انداختم. همچنان به درخت تکیه داده و در

افکارش شنا می کند. آنقدر درون افکارش شلوغ و پر از هیاهوی است که می ترسم واردش

شوم، مبادا در آن اسیر شده و راهی برای آزادی نیابم. صدای فریاد و جیغ مردم هنوز به گوش

میرسد. بهلابه لای درخت های جلویی نگاه میکنم. هنوز آتش خاموش نشده؛ اسید سیاه

همچنان شعله ور است و مخروبه ای به نام قصر را در آغوش گرفته است. آهی کشیدم و کنارش

نشستم. به درخت اقاقیا تکیه دادم. چشمهایم را بستم و در افکارش شروع به پرسه زدن کردم.

حالش… نمی دانم بگویم خوش نیست یا بدخیم است. زیرا هیچ کدام از این دو را شامل

نمیشود. نه بسیار خوب نه بسیار بد، گویی در بهت و خلصه ای عجیب غوطه ور گشته.

حرف های آن زن در تالار افکارش می پیچد. به آن گوش می دهم. صدای نرم و زیبایی دارد.

-اون بخاطر من اینجاست! متاسفم…

چه میگوید؟ که بخاطر او اینجا مانده؟ او

کیست! باز هم سوالاتت عجیب و بی پاسخی که شکل می گیرند. از ابتدای آشنایی با هایدرا به

یاد ندارم سوالی که برایم ایجاد شده پاسخی داشته باشد. شاید هم دارد و من هنوز آن را

نیافته ام؛ نمیدانم. به هر حال… صدا باز اکو میشود. این بار با حرف دیگری:

-من، من متاسفم. اما باید بذاری اون بره. وگرنه آسیب میبینه.

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.3 / 5. تعداد رای : 134

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین