دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان گره های روشن pdf از عالیه جهان بین نسخه کامل بدون سانسور
مشخصات رمان
  • نام رمان
    گره های روشن
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی
  • نویسنده
    عالیه جهان بین
  • صفحات
    1373
درباره‌ی نویسنده
عالیه جهان بین

دانلود رایگان رمان های عالیه جهان بین با فرمت pdf و بهترین فونت بصورت مستقیم و کامل،نویسنده بهترین رمان های ایرانی،نویسنده رمان های رگ پنهان،گره های روشن،سکون

خلاصه رمان

عشق، رسوایی، انتقام، هوس و یا.... مردی عاشق و اما جداییِ تلخ و قلبی که توانِ فراموش کردن معشوقه ی قدیمی را ندارد و زنی زخم خورده، تازه پا به قلب دیوانه اش نهاده و تمام تلاشش را برای به نام خود زدن آن ویرانه می کند. و کسی چه می داند عشق است یا انتقام که این زن را اینچنین حریص کرده.و مرد عاشق ما گاهی دل می بازد به عشق تازه و گاه یاد معشوق قدیمی در قلبش جان می گیرد و او را مقابلش می بیند و تنها و تنها خشونت باقی می‌ماند. و این میان چه کسی قرار است بماند و چه کسی بسوزد و فراموش شود؟ مهبد در هجرِ عشقِ کثیفِ لادن، "سارا"ی دلباخته را در هر دم و بازدم عذاب می دهد.این میان رازها یکی پس از دیگری رو می شوند. سه دلِ شکسته... دو مردِ عاشق(مهبد و برادرش مهیار) ویک زن (سارا) که به طرزِ عجیبی واردِ زندگیِ مهبد میشود...

دانلود رمان گره های روشن pdf از عالیه جهان بین نسخه کامل بدون سانسور

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی

خلاصه رمان گره های روشن

عشق، رسوایی، انتقام، هوس و یا…. مردی عاشق و اما جداییِ تلخ و قلبی که توانِ فراموش کردن معشوقه ی قدیمی را ندارد و زنی زخم خورده، تازه پا به قلب دیوانه اش نهاده و تمام تلاشش را برای به نام خود زدن آن ویرانه می کند. و کسی چه می داند عشق است یا انتقام که این زن را اینچنین حریص کرده.و مرد عاشق ما گاهی دل می بازد به عشق تازه و گاه یاد معشوق قدیمی در قلبش جان می گیرد و او را مقابلش می بیند و تنها و تنها خشونت باقی می‌ماند. و این میان چه کسی قرار است بماند و چه کسی بسوزد و فراموش شود؟ مهبد در هجرِ عشقِ کثیفِ لادن، “سارا”ی دلباخته را در هر دم و بازدم عذاب می دهد.این میان رازها یکی پس از دیگری رو می شوند. سه دلِ شکسته… دو مردِ عاشق(مهبد و برادرش مهیار) و یک زن (سارا) که به طرزِ عجیبی واردِ زندگیِ مهبد میشود…

قسمتی از رمان

چقدر سخت بود که هم به حرف خشایار، هم مهیار گوش کنم. لب باز کردم چون این لب‌ها به هم دوخته نمی‌شدند. سرش هنوز روی دستش بود و رگ‌های برجسته‌ی پشت دستش وادارم می‌کرد سکوت نکنم. حالا که تا این‌جای حرف‌ها را گفته بودیم، پس نباید چیزی ناگفته باقی می‌ماند. تعلل کردم تا همه‌ی اتفاقاتِ تلخِ آن شب را به خاطر بیاورم. – اون شبی که لاله اومد تو اتاق من، مستِ مست بودم، ولی خوب یادمه. با لادن رفته بودیم یه پارتی تو شمال شهر… تمام مدت من لادن رو ندیدم، انگار بین شلوغی گم شده بود.

یکی اومد کنارم، اصلا نمی‌دونم چی شد که دست اون دختر رو رد نکردم. اون‌قدر خوردم که چشام چهارتا می‌دید، بعد یهو سروکله‌ی لادن پیدا شد و برگشتیم خونه، در حالی که من اصلا روی پا بند نبودم. کمکم کرد رو تخت دراز کشیدم، وقتی رفت تازه لاله اومد. قسم می‌خورم یه نقشه بود. هنوزم نمی‌دونم اون دختر کی بود به من مشروب تعارف کرد؟ قصدشون چیزِ دیگه بود مهیار… نبضِ شقیقه‌ها و تغییرِ رنگ‌دانه‌های پوستی‌اش را می‌دیدم و من از حالِ خودم بی‌خبر بودم.

بینی بالا کشیدم و دستم روی گردنم نشست و مهیار ابدا تکان نخورد. -من نامردی نکردم، حتی وقتی لاله گفت همیشه منو می‌خواسته، نه التماسش نه ناله‌هاش برام مهم نبود، نه چون خودم عاشق لادن بودم؛ چون اون نامزدِ تو بود. قسم می‌خورم یه لحظه هم به چشمی غیرِ خواهری نگاش نکردم. این وسط گناه من چیه؟ تو بگو… آهِ جانسوزش وجودم را مثل شمع آب کرد. خودم را وادار کردم که بلند شوم، کنارش روی تخت نشستم. از زرد شدنِ سر انگشتانش متوجه فشاری که به سرش می‌آورد شدم و دستش را گرفتم، این‌ بار پَسَم نزد…

 

قیمت54000

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 559

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین