دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان لانه واز pdf از مائده باوندپور نسخه کامل بدون سانسور
مشخصات رمان
  • نام رمان
    لانه واز
  • ژانر
    عاشقانه،روانشناختی،جنایی
  • نویسنده
    مائده باوندپور
  • صفحات
    1258
خلاصه رمان
پاشا معتمد که ۹ سال در زندان بوده در زمان ازادی با مرگ مادر مواجه میشود و در مراسم خاکسپاری آهو دختر خالش رو میبینه که دستیار وکیل هم هست آهو از گذشته عاشق پاشا بوده و با پیدا کردن دفتر خاطره ای از گذشته خالش روابطی بین این دو شکل میگیره که رازهایی از گذشته از جمله پاپوشی که برای زندانی شدن پاشا بوده برملا میشود و در این بین با چالش هایی بسیار بزرگتر روبرو میشوند که روح پاشا را در هم میشکند

دانلود رمان لانه واز pdf از مائده باوندپور نسخه کامل بدون سانسور

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،روانشناختی،جنایی

خلاصه رمان لانه واز

پاشا معتمد که ۹ سال در زندان بوده در زمان ازادی با مرگ مادر مواجه میشود و در مراسم خاکسپاری آهو دختر خالش رو میبینه که دستیار وکیل هم هست آهو از گذشته عاشق پاشا بوده و با پیدا کردن دفتر خاطره ای از گذشته خالش روابطی بین این دو شکل میگیره که رازهایی از گذشته از جمله پاپوشی که برای زندانی شدن پاشا بوده برملا میشود و در این بین با چالش هایی بسیار بزرگتر روبرو میشوند که روح پاشا را در هم میشکند..

قسمتی از رمان

روی تخت ،رو به دیوار دراز کشیده بود .با ناخن ،چوب خط هایی که روی دیوار چرک و سیاه جا مانده بود را لمس می کرد.
از صدای خراشش روی دیوار ،دلش یک جوری شد .مثل وقتی که گچ روی تخته سیاه بد می لغزید و قرچ صدا می کرد.
نگاهش از چوب خط ها به بیت شعرهای پخش و پلا افتاد ،که هرکدام یادگار یک نفر بود . یادگار آدم هایی که ،زمانی تنها جایی که در این کره خاکی داشته اند ،همین تخت و تکه دیوار بوده است.نگاه یخ زده اش مثل همیشه روی یک جمله مکث کرد…
پوزخندِروی لبش جان گرفت .امان از غم زمانه ….
بی حوصله ،بیخیال هزارباره خوانی آن تکه دیوار که انگار ته دنیا بود ،شد . خودش به اندازه کافی غم و نگرانی داشت .خاله انیسش هم زیادترش کرده بود…طاق باز خوابید و دست هایش را زیر سرش گذاشت.هرچقدر همکه خودش را به بی خیالی میزد و
فکر می کرد برایش اهمیتی ندارد باز هم دلش مثل سیر و سرکه میجوشید..
توی سیاهی زیر تخت بالایی ،دنبال چهره مادرش می گشت .تصور قیافه مریض و رنجورش برایش سخت
بود .درست وسط سینه اش آتش روشن کرده بودند.آتشی که دود حسرتش توی چشم هایش میرفت و بد
میسوزاند.با خودش که تعارف نداشت.دلتنگ بود .دلتنگ و بی قرار کسی که حسرت آغوشش داشت میکشتش.آغوشی که روبه زوال میرفت و بازهم دستش از آن کوتاه بود .دستهایش را مشت کرد و در دل نالید.
_آخ خاله…آخ .من که با دردم خو گرفته بودم.چرا اومدی هواییم کردی.
سرش را تکان داد و چشمهایش را بست و گوشهایش را از تمام هیاهوی پیچیده در سالن خالی کرد .
صمد چهار انگشت وقتی دید اصلا حواسش نیست…

 

قیمت73000

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3 / 5. تعداد رای : 2

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین