دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان نقطه ویرگول pdf از نساء حسنوند
مشخصات رمان
  • نام رمان
    نقطه ویرگول
  • ژانر
    عاشقانه،مافیایی
  • نویسنده
    نساء حسنوند
  • صفحات
    1240
خلاصه رمان
رمان نقطه ویرگول سرگذشت زندگی یک زن و مرد است که هردو در یک نقطه باهم یکی می‌شوند.زنی شکست خورده به نام سپیده که نوزادش را از دست می‌دهد و بزرگترین وارث خاقان ها که برای رسیدن به ارث و میراث پدرش، زنی می‌خواهد که برایش بچه بیاورد. این دو اتفاقی باهم برخورد می‌کنند و دقیقا وقتی که سپیده می‌خواهد خودکشی کند سر و کله‌ی شادمهر پیدا می‌شود و…

دانلود رمان نقطه ویرگول pdf از نساء حسنوند

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،مافیایی

خلاصه رمان نقطه ویرگول 

رمان نقطه ویرگول سرگذشت زندگی یک زن و مرد است که هردو در یک نقطه باهم یکی می‌شوند.
زنی شکست خورده به نام سپیده که نوزادش را از دست می‌دهد و بزرگترین وارث خاقان ها که برای رسیدن به ارث و میراث پدرش، زنی می‌خواهد که برایش بچه بیاورد. این دو اتفاقی باهم برخورد می‌کنند و دقیقا وقتی که سپیده می‌خواهد خودکشی کند سر و کله‌ی شادمهر پیدا می‌شود و…

قسمتی از متن رمان

– کمک! یکی کمک کنه… بچه‌م…
صدای فریادهای سرسام‌آور زن از بیرونِ بخشِ اورژانس، همه‌جا را برداشته بود.
عجز و التماس، ساده‌ترین کلماتی که هر روز می‌شنیدم.
دو پرستار به‌سمت در هجوم بردند. همان‌طور که نگاهم به ساعت مچی‌ام بود، مشغول معاینه‌ی یکی از ۱۲ مریضِ مسمومین الکلی بودم. پارتی و نهایتش خوردن مشروب بی‌کیفیت. از شدت شلوغی، اورژانس روی هوا بود.
یک ساعت به پایان شیفتم مانده بود. دلم می‌خواست زودتر بروم. بی‌خیال مریض و این بیمارستان، من که هیچ‌وقت دکتر با وجدانی نبودم، این‌بار هم رویش. ولی انگار امشب باید اضافه هم می‌ماندم، نیرو کم بود.
– آقای دکتر! بیاید کمک.
با صدای داد پرستار، مجبور شدم سریع به‌سمتشان بروم.
یعنی این خراب‌شده دکتری جز من نداشت؟!
انگار دم‌دست‌ترین بودم‌.
برگشتم و به بلبشوی مقابلم نگاه کردم.
بچه‌ای اندازه‌ی دو کف دست! شاید کمتر از سی روزه.
گوشت سر و صورتش جمع شده و پر از خون‌آبه بود.
سریع مشغول معاینه شدم.
– وضعیت حیاتی؟!
– شیارهای اصلی مغزش آسیب دیده.
در این مواقع، زمان مهم‌ترین چیز بود.
– ضربان قلب؟
– روبه افت… کتری آب‌جوش خالی شده روی صورتش گویا!
نه اینجا دیگر فایده نداشت. هر لحظه ممکن بود بمیرد.
– شست‌وشو بدید و برای عمل آماده‌ش کنید‌. با بخش رزیدنت اتاق عمل هم هماهنگ کنید.
برگه‌ی رضایت را از بخش گرفتم و سریع از اورژانس خارج شدم.
هجوم زنی گریان و آشفته به‌سمتم، فرصت گشتن دنبال همراه مریض را نداد. خودش بود. هیچ‌کس حال عجیبی مثل او نداشت.
– بچه‌م رو چیکار کردید؟ کجا بردینش؟ بذارید منم برم پیشش..
موهای دورنگش از زیر روسری و چادرش بیرون زده بود و نفسش بالا نمی‌آمد.
– تورو خدا بچه‌م رو نجات بدید. آب‌جوش ریخته روش… بابای بی‌شرفش…
هق‌هق امانش نداد تا ادامه دهد. دیگر مطمئن شدم مادر همان بچه است.

 

 

قیمت56000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 665

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین