دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان گنگستر pdf از فیدآ
مشخصات رمان
  • نام رمان
    گنگستر
  • ژانر
    عاشقانه،هیجانی،مافیایی،اروتیک،بزرگسال
  • نویسنده
    فیدآ
  • صفحات
    1066
خلاصه رمان
آتوسا دختر ورزشکار و قوی و بی پروایی که زندگی سختی دارد. او پدرش را از دست داده است و با مادر و برادرش زندگی می‌کند و نان شبش را از راه دزدی به دست می‌اورد. در طی یک سری از اتفاقات مادر و برادرش را گروگان می‌گیرند(در ازای پول) و او مجبور می‌شود برای درخواست کمک به سراغ سر دسته مافیا برود. سردسته و پادشاه مافیا، داریوش آریامهر، مردی سرد و خشن که عیش و نوش را در زندگی‌اش فراموش نمی‌کند و یک جورایی به او نسخه دوم جوکر می‌گفتند،در نگاه اول چشمش هیکل تراشیده و رو فرم آتوسا را می‌گیرد کنجکاو می‌شود شخصیت درونگرای این دختر را کنکاش کند؛ اما تمام ماجرا این نبود. گذشته سیاه داریوش دامن آتوسا هم گرفتار می‌کند...

دانلود رمان گنگستر pdf از فیدآ

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،هیجانی،مافیایی،اروتیک،بزرگسال

خلاصه رمان گنگستر 

آتوسا دختر ورزشکار و قوی و بی پروایی که زندگی سختی دارد. او پدرش را از دست داده است و با مادر و برادرش زندگی می‌کند و نان شبش را از راه دزدی به دست می‌اورد. در طی یک سری از اتفاقات مادر و برادرش را گروگان می‌گیرند(در ازای پول) و او مجبور می‌شود برای درخواست کمک به سراغ سر دسته مافیا برود. سردسته و پادشاه مافیا، داریوش آریامهر، مردی سرد و خشن که عیش و نوش را در زندگی‌اش فراموش نمی‌کند و یک جورایی به او نسخه دوم جوکر می‌گفتند،در نگاه اول چشمش هیکل تراشیده و رو فرم آتوسا را می‌گیرد کنجکاو می‌شود شخصیت درونگرای این دختر را کنکاش کند؛ اما تمام ماجرا این نبود. گذشته سیاه داریوش دامن آتوسا هم گرفتار می‌کند…

قسمتی از متن رمان

کلاه سویشرتم را جلوتر میکشم و به زن کیف صورتی جلویم نزدیک میشوم گرم صحبت با زن کناری اش است و اینگونه کار من هم آسان تر شده است.
دستم را نزدیک کیفش میبرم و با تکان شدید مترو خودم را محکم به زن میکوبم و همزمان کیف پولش را بیرون میکشم و به سرعت آن را در جیبم میگذارم زن با آن روسری گل گلی اش عصبی سمتم برمیگردد و میگوید:
چخبرته؟ آروم تر!
دستانم را بالا میگیرم و “ببخشید میگویم و او با چشم غره از من نگاه میگیرد آب دهانم را با اضطراب قورت میدهم و سمت مرد چاقی که به میله مترو چسبیده میروم درسته کار من همان بود دزدی و زدن کیف مردمی که هیچ گناهی نداشتند اما من هم گناهی نداشتم. اگر حتی یک کار کوچک با حقوق بخور نمیر به من داده بودند دگر دزدی نمیکردم؛ اما حیف که با مدرکی به نام دیپلم به کسی کار نمیدهند.
به مرد چاق خودم را میچسبانم که با تعجب سمتم برمیگردد. لبخند افسون گری میزنم آری حال دزدی کردن از مردان به ترفندهای زنانه احتیاج داشت. محو لبخند و عشوه هایم میشود و من سريعا كيف پولش را از جیب پشت شلوارش برمیدارم و در جیب شلوار خودم میگذارم نگاه از او میگیرم و دور میشوم و سمت گوشه ترین جای مترو میروم و توجه ای به لبخند ماسیده روی لبان مرد نمیکنم
پولها را از کیفها برمیدارم و بعد از خالی شدن کیف ها از هر نوع پولی آنها میبندم و مردد به جمعیت نگاه میکنم. کار همیشگی ام بود پولها را بر میداشتم و کیف پول ها را به هر نحوی که بود به صاحبشان برمیگرداندم. به هر حال مدارک آنها به هیچ درد من نمیخورد.
سمت زن که هنوز مشغول صحبت بود میروم و کیف پولش را نامحسوس درون کیفش .میگذارم برای او کار آسانی بود چون هیچ حواسش به اطرافش نبود. اینگونه میشد که دزدی کار راحتی برای ما میشود. سری به عنوان تاسف تکان میدهم و سمت مردی که کیفش را زده بودم قدم برمیدارم. دوباره به او میچسبم که نگاهم نمیکند و همین که کیف را در جیبش میگذارم با چشمان گرد شده سمتم برمیگردد و فریاد میکشد داری چه غلطی میکنی آشغال؟

 

 

قیمت46000

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 692

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • حدیث
    4 تیر 1405 | 20:44

    سلام من این رمان رو خوندم رمان قشنگی بود ممنون از نویسنده ش فقط اینکه این رمان نیاز به اصلاح و ویرایش داره غلط املایش یکم زیاده .

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین