دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان آونگ pdf از طیبه نوربخش
مشخصات رمان
  • نام رمان
    آونگ
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی
  • نویسنده
    طیبه نوربخش
  • ویراستار
    سایت آوای خیس
  • صفحات
    2151

دانلود رمان آونگ pdf از طیبه نوربخش

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان : عاشقانه،اجتماعی

خلاصه رمان آونگ

شبنم، کارمند پرتلاش و دقیق بانکی است که خود را موظف می داند گوش به فرمان مادر وسواسی اش با توقعات بالا باشد،

باید سخت تلاش کند تا از این اسارت و البته ریسمانی محکمتر از حسی غلط به یک مرد رهایی یابد، روزی سهراب

جهت گرفتن وام به بانک مراجعه می کند، او به دلیل نقص مدارک قادر به دریافت وام نمی گردد و

پیشنهادی به شبنم می دهد که

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان بیوه برادرم

دانلود رمان خون بس

قسمتی از رمان

دستم میرود به سمت دستگیره و کمی خودم را بیشتر به سمت در میکشم . به مقصدم

نزدیکم . چند دقیقه ی پیش به مرد راننده تذکر داده ام نرسیده به چهارراه پیاده میشوم
.
دستم دریک سانتی متری در میماند . دستگیره به شکل بدی کثیف به نظر میرسد . در

دلم مینالم ” لعنت به وسواست مامان”!

به دستگیره چنگ میزنم و با حرص نگهش میدارم . راننده کم کم به سمت راست متمایل

میشود و می ایستد . دوهزار تومانی را به سمتش میگیرم و در را باز میکنم . نمی ایستم

تا دویست و پنجاه تومان باقی مانده را بگیرم . معلوم است اول صبحی خبری از پول

خورد نیست . راننده هم انگار از خدا خواسته راهش را میگیرد و میرود.

رمان آونگ طیبه نوربخش

باز هم طبق برنامه عمل نکرده ام . قرار بود از امروز با مترو و اتوبوس بیایم ! مایه اش نیم

ساعت زودتر بیدار شدن است . اما باز هم تنبلی کرده ام.

بماند برای فردا . فردا دیگر به موقع بیدار میشوم تا ان همه پول کرایه تاکسی ندهم.

پناهنده دارد موتورش را به علمک گاز کنار شعبه قفل میزند . حواسش به نزدیک شدن

من نیست.

ـ سلام

همان طور که خم است سرش را میچرخاند رو به باال.

ـ سلام خانم نورانی … صبح عالی بخیر

زیر لب ممنونی میگویم و وارد میشوم . اول صبحی حال و حوصله ی زبان ریختن هایش

را ندارم . همیشه منتظر است ادم را با کلمات قلمبه سلمبه به حرف بگیرد.

ساعت دیجیتال روی دیوار شعبه دقیقا هفت و ربع را نشان میدهد. امیدوارم به خوردن

یک لیوان چای و دو لقمه صبحانه برسم

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 1.3 / 5. تعداد رای : 3

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین