دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان پگاسوس pdf از ماهور ابوالفتحی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    پگاسوس
  • ژانر
    عاشقانه،هیجانی
  • نویسنده
    ماهور ابوالفتحی
  • صفحات
    1549

دانلود رمان پگاسوس pdf از ماهور ابوالفتحی 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان :عاشقانه،هیجانی

خلاصه رمان پگاسوس

مدوسا…همه فقط میدونن که مدوسا یه خائنِ اغواگر بود،

زن زیبایی که نتونست پاک بمونه. اما میدونستی در حقیقت مدوسا

بخاطر خیانتِ قول پاک موندنش به آتنا تنبیه نشد.

اون تنبیه شد چون توی معبد پاکِ آتنا بهش دست درازی شد…

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان رعیت ارباب زاده 

دانلود رمان شیفته ی او

دانلود رمان عموزاده

بخشی از رمان

بغض توی گلوم رو نادیده گرفتم و پشت سر هم هوا رو توی ریه هام جا کردم بلکه از لرزش لعنتی دستم کم بشه.

کارت تقریبا مچاله شده رو توی کیفم میندازم و دستی به پیشونی عرق کرده ام می کشم. انگار که هوای این قسمت شهر،

گرفته تر و سنگین تر باشه، با هر بار نفس کشیدن، ریه هام احساس سنگینی بیشتری می کنن.

جلوی خونه، سر و وضعم رو مرتب می کنم، همه ی یک ساعت قبل رو دور می ریزم، لبخند می زنم و به هوای

باز کردن در کلید میندازم که در زودتر از هر حرکت من باز می شه و جیران بیرون میاد:

اِ اومدی؟ مردمک های چشمش به سرعت می لرزن و به هرجایی نگاه می کنه. دست پاچه خودش رو کنار می کشه

و با وارد شدن به حیاط، چشم ریز کرده میگم: -آره؛ مامان کجاست؟ گوشه ی ابروش رو لمس و کمی این پا و اون پا می کنه.

جوابم رو که نمیده، به طرفش برمی گردم و دوباره نگاهش می کنم که دست پاچه میگه: -خوابیده…

بی اختیار نگاهم به طرف ساعتم برمیگرده؛ عقربه ها ساعت پنج عصر رو نشون میدن و محاله مامان این ساعتِ روز بخوابه!

چراغ های خاموش مغزم به سرعت روشن میش و نگرانی نفسم رو بند میاره. جوری به سمت ساختمون راه میوفتم

که انگار کسی دنبالم کرده. صدا زدن های جیران هم از سرعتم کم نمی کنن؛ سرم ده هزار برابر بیشتر از قبل تیر می کشه

و تمام تنم خیس عرق میشه. دستم که به دستگیره ی در می رسه، جیران بازوم رو می کشه و

لای نفس نفس زدنش بریده بریده میگه: -یه لحظه امون بده خواهر من!

قبل از به حرف اومدنم، به سرعت بلند و عمیق نفس میکشه و ادامه میده …

‌‌

قیمت47000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 10

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین