دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان دلبر pdf از مهسا حسینی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    دلبر
  • ژانر
    عاشقانه،طنز
  • نویسنده
    مهسا حسینی
  • صفحات
    2713
خلاصه رمان
وقتی احساس می‌کنی همه چیز از اینی که هست بدتر نمیشه، سرنوشت یهو باهات شوخیش می‌گیره!دلبر شاهکار دختریه که همه به عنوانِ جاذبِ بلاهای طبیعی و غیر طبیعی می‌شناسنش و کسی نمی‌تونه منکرِ این قضیه بشه اما زمانی مهرِ تایید به این فرضیه می‌خوره که سرنوشتش به یه دشمن قدیمی گره می‌خوره، مردی که این روزا شهرت و محبوبیتش تمامِ کشور رو پُر کرده، حالا با اومدنش قراره بلای جدیدی رو برای دلبر رقم بزنه! راه فرار از این مرد و این بلا ممکنه....

دانلود رمان دلبر pdf از مهسا حسینی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،طنز

خلاصه رمان دلبر 

وقتی احساس می‌کنی همه چیز از اینی که هست بدتر نمیشه، سرنوشت یهو باهات شوخیش می‌گیره!دلبر شاهکار دختریه که همه به عنوانِ جاذبِ بلاهای طبیعی و غیر طبیعی می‌شناسنش و کسی نمی‌تونه منکرِ این قضیه بشه اما زمانی مهرِ تایید به این فرضیه می‌خوره که سرنوشتش به یه دشمن قدیمی گره می‌خوره، مردی که این روزا شهرت و محبوبیتش تمامِ کشور رو پُر کرده، حالا با اومدنش قراره بلای جدیدی رو برای دلبر رقم بزنه! راه فرار از این مرد و این بلا ممکنه….

قسمتی از متن رمان

– چرا باید لباسای یه شکل بپوشیم و مثلِ گروه سرود کنارِ هم وایستیم؟!

دلبر نگاهی به قدِ بلند و اندامِ کشیده‌ی برکه انداخت و با بیخیالیِ ذاتی‌اش جواب داد:

– لباسامون یه شکله اما خودمون یه شکل نیستیم! مثلا تو شبیه ملکه‌ی زیبایی شدی و من در بهترین حالت شبیه یه گلدونم!

برکه چشم غره‌ای به دلبر رفت اما حواسِ او به کیکِ عروسی بود که همان لحظه از درِ باغ وارد شده بود. در همان حال با چشم‌هایی که برق می‌زدند ادامه داد:

– چه کیکِ هیجان انگیزی!

برکه با اشاره به پیراهنِ آبی آسمانیِ مخصوصِ ساقدوش‌ها به حرف آمد:

– من از رنگِ آبی آسمونی متنفرم!

– کم غر بزن و بذار من تمرکزم رو روی حبس کردنِ نفسم بذارم تا بلکه شکمم رو بتونم مخفی کنم.

با این حرف بارِ دیگر در سکوت تلاش کرد نفسش را توی سینه حبس کند. پیراهنِ بلندِ ساتنِ آبی‌شان روی قسمتِ شکم و کمرش آنقدر تنگ بود که دلبر احساس می‌کرد هر لحظه ممکن است دوخت‌های لباسش انصراف بدهند و بند بندِ پارچه از هم باز شود! همینش مانده بود آنجا رسوا بشود و نمایشِ کذایی برای بقیه به راه بیندازد! تنگیِ لباس به کنار، تورِ سفیدی که مثلِ پاپیون، روی سرشانه، دورِ کمر و پایینِ دامن کار شده بود را اصلا نمی‌توانست هضم کند! شبیه بچه‌های 5 ساله شده بودند با این تفاوت که بچه‌ها با تور و پاپیونِ سفید قطعا بامزه به نظر می‌رسیدند! برکه گفت:

– تمامِ شب نمی‌تونی نفست رو حبس کنی!

 

 

قیمت53000

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 590

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین