دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان تقاص عاشقی pdf از آذر یوسفی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    تقاص عاشقی
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی
  • نویسنده
    آذر یوسفی
  • صفحات
    922
خلاصه رمان
نازنین عاشق دل خسته ی پسردایی خود یعنی بنیامین میشود اما فکر میکند که این..عشق عشقی یک طرفه از سوی خودش است . برای همین سعی میکند با کسی دیگر..رابطه برقرار کند تا بنیامین را نسبت به خو حساس کند...اما در این میان ..
لینک های دانلود

دانلود رمان تقاص عاشقی pdf از آذر یوسفی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی

خلاصه رمان تقاص عاشقی

نازنین عاشق دل خسته ی پسردایی خود یعنی بنیامین میشود اما فکر میکند که این..عشق عشقی یک طرفه از سوی خودش است . برای همین سعی میکند با کسی دیگر..
رابطه برقرار کند تا بنیامین را نسبت به خو حساس کند…اما در این میان ..

قسمتی از متن رمان

نسارو با یک دست میگیرم و درسالن رو باز میکنم. چراغ هارو روشن میکنم و بی توجه به امیر به سمت اتاق نسا میرم . نگاهی ب چهره ی معصوم و زیبای غرق در خوابش می اندازم . صورت سفید و چشمای درشت ومشکی رنگش من رو یاد بچگی های خودم می اندازه . نرم وکوتاه لپ های سفیدوتپلش رو می بوسم . آروم و با احتیاط ازخودم جداش میکنم و روی تخت صورتی رنگش میذارمش . بعد از نگاه کوتاه و پراز عشقی ب دخترکم چراغ اتاق روخاموش میکنم وب سالن برمی گردم.

کلافه و خسته شال رو ازروی سرم برمیدارم و باحالتی عصبی روی کاناپه پرتش میکنم. شب خیلی بدی بود ؛ بدکه نه.. بهتره بگم افتضاح بود. تازه نگاهم به امیر میوفته که چشماش رو بسته و سرش روبه کاناپه تکیه داده. هنوز لباساش رو در نیاورده و با همون لباسایی که توی عروسی تنش بود توی کاناپه فرو رفته بود. به نظر آروم میومد… ناخودآگاه پوزخندی روی لبام نشست و مثل تمام این یک سال و چندماه شروع به تیکه انداختن ونیش زدن کردم:_چیه؟ خوشحالی همه چی بهم خورده نه؟

معشوقه ی عزیزت شوهرنکرده آخه. بایدم خوشحال باشی. صدای کلافه وعصبانیش منوذره ای هم نمیترسونه: _یه لحظه دهنتو ببندبذار آرامش داشته باشیم؛ میشه؟ نگاهی به ابروهای گره خوردش میندازم و انگارمن هیچ جوره شکست نمیخورم. بااینکه دلم ازطرز نگاه کردن وحرف زدنش میگیره اماحتی ذره ای هم به روی خودم نمیارم و با غیض میگم: _دیگه داری حالمو بهم میزنی اینو میدونی؟ از جاش بلندمیشه و با بی خیالی به سمت اتاقش میره و همزمان میگه: _خیلی غرمیزنی! برو بخواب دست از سرمنم بردار…

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 675

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین