دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان عشق ممنوعه pdf از آرزو هاشم آبادی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    عشق ممنوعه
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    آرزو هاشم آبادی
  • صفحات
    312
درباره‌ی نویسنده
آرزو هاشم‌آبادی
آرزو هاشم‌آبادی

آرزو هاشم آبادی متولد ۱۳۷۴ ساکن مشهد

خلاصه رمان

عشق ممنوعه در سینه ی مردی که از جوانی به بزرگ محل قول شرف داده بود که با وجود هم خون نبودن


باز هم دخترک را خواهر زاده و ناموس خودش بداند... سال ها پای قول و قرارش ماند اما مردی از دیار غربت با کوله


باری از نفرت انتقام ؛ تمام معادلات ذهن تک تک آدمای قصه را به هم ریخت و شد آن چه که نباید میشد....

دانلود رمان عشق ممنوعه pdf از آرزو هاشم آبادی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی،بزرگسال

خلاصه رمان عشق ممنوعه

عشق ممنوعه در سینه ی مردی که از جوانی به بزرگ محل قول شرف داده بود که با وجود هم خون نبودن

باز هم دخترک را خواهر زاده و ناموس خودش بداند… سال ها پای قول و قرارش ماند اما مردی

از دیار غربت با کوله باری از نفرت انتقام ؛ تمام معادلات ذهن تک تک آدمای قصه

را به هم ریخت و شد آن چه که نباید میشد….

قسمتی از رمان

این مردک احمق چی داره میگه؟! یعنی باید بین تکه تکه کردنش و عقدش با این بی ناموس یکی رو انتخاب کنم؟!

منی که جون و عمرم رو به پای این بچه گذاشتم حالا باید شاهد از دست دادنش باشم؟!

شاهد عقدش با این مردک روانی؟!

عشق من عاشق حلقه ازدواج بود…

عشق من عاشق لباس عروس بود…

چطور دَووم بیارم ؟! چطور نمیرم؟!

با شنیدن صدای عاقد خون توی رگ هام منجمد شد.

_ خانم رامانا حاتم آیا وکیلم شما را به عقد آقای….در بیاورم ؟!

سرش رو از روی پاهاش برداشت و خیره شد به چشمای من بی غیرت…

قلبم فشرده شد از این نگاه غمگین و معصوم…

یعنی به همین راحتی داشتم از دستش میدادم؟!

قراره سهم دل یکی دیگه شه؟!

یکی که قبلش از کینه و نفرت پر شده؟!

پس وقتی ناراحته و بدقلقی میکنه کی نازشو میکشه؟

کی قراره تنهایی هاشو پر کنه؟!

دست مشت کردم.

این حق من نبود…خداااا…منی که جون دادم تا عشقم به هوس کشیده نشه…

منی که جون دادم تا دست از پا خطا نکنم…

تا آبرویی نریزه و رسوایی به پا نشه…

عاقد که برای بار دوم خطبه رو خوند پلک بستم.

 

 

قیمت42000

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.5 / 5. تعداد رای : 475

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین