دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان حلقه ی عشقم pdf از بامزی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    حلقه ی عشقم
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    بامزی
  • صفحات
    383
خلاصه رمان

فـراز و نـشیب زنــدگی دخـتری ۲۵ سـاله متــولد شـده در خانــواده ای با وضــع مــالی متوســط برخــاسته از بــطن جــامعه ..یــک زنــدگی معمولــی ..او کــه به تازگــی تــوانسه مــدرس زبــان دانشــگاه شود…دختری به اســم تــابــان…

لینک های دانلود

دانلود رمان حلقه ی عشقم pdf از بامزی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

 ژانر رمان حلقه ی عشقم: عاشقانه

خلاصه رمان حلقه ی عشقم

فـراز و نـشیب زنــدگی دخـتری ۲۵ سـاله متــولد شـده در خانــواده ای با وضــع مــالی متوســط برخــاسته از بــطن جــامعه

یــک زنــدگی معمولــی ..او کــه به تازگــی تــوانسه مــدرس زبــان دانشــگاه شود…دختری به اســم تــابــان…

قسمتی از رمان حلقه ی عشقم

وای خدا چرا خوابم نمی بره؟ حالا هر شب این موقع داشتم خواب هفت پادشاهو می دیدما… ولی امشب…

اهل قرص خوردنم نیستم اما انگار مجبورم.

از تخت پایین اومدم و آروم در اتاق رو باز کردم.

خدارو شکر کردم چون برخلاف همیشه که صدای قیـــــژش بلند میشد، اینطور نشد آخه می ترسیدم آقاجون بیدار بشه که اگه می شد سردرد بدی می گرفت و دیگه نمی تونست بخوابه.

پاورچین پاورچین رفتم آشپزخونه و از تو کابینت قرصی که معمولا آقاجون در این مواقع استفاده میکنه رو برداشتم. خواستم برم سر یخچال آب بردارم که یادم اومد آب معدنی که صبح گرفته بودم هنوز تو کیفمه. گرم هست ولی اشکال نداره. ممکنه آقاجون طفلک بیدار شه…

همین که خواستم پامو از آشپزخونه بیرون بذارم احساس کردم یه سوز سردی می آد. نگاهکردم دیدم بــــــله… باز این مامان خانوم یادش رفته پنجره رو ببنده. قربون حواس جمع… خوبه تا حالا چند بار به خاطر این بی حواسی اش سرما خورده، آقاجونم هرشب قبل خواب اینو بهش گوشزد میکنه ولی انگار نه انگار… فکر کنم از نشونه های آلزایمره… باید یه دکتر ببرمش…

پنجره رو بستم و خواستم برگردم که دیدم حالا که تا اینجا اومدم یه دستشوییم برم برای. اینکه زودتر به دستشویی برسم از همین دری که به پنجره ی آشپزخونه نزدیک تره داخل هال شدم البته قبلشم مطمئن بودم که مامان و آقاجون خوابن چون آقاجون از سر شب کسل شده بود و مامان حدس زده بود که از عوارض سرماخوردگی تو فصل پاییزه. به خاطر همین ساعت ده گرفت خوابید…

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.5 / 5. تعداد رای : 2

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین